تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المعالم الأثيره في السنة و السيرة ( فرهنگ اعلام جغرافيايى تاريخى در حديث و سيره نبوى ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
آمد و از آن حضرت براى اين كار اجازه خواست و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم اجازه داد . « 1 » ( 1 )

حرّهء بنى بياضه :

بخشى از حرّهء غربى مدينهء منوّره مىباشد و قبر ماعز در همينجا بوده است . ( 2 )

حرّهء بنى حارثه :

در اخبار جنگ احد از اين حرّه ياد شده است . اين حرّه در سمت راست كسى است كه از مدينه به سمت آرامگاه سيد الشهدا حمزة بن عبد المطّلب مىرود . ( 3 )

حرّهء بنى سليم :

از نواحى مدينه است واقع در نزديكى حمى ( قرقگاه ) نقيع . ( 4 )

حرّهء الدّجّاج :

( به تشديد جيم ) ، در حومهء مدينة النبى قرار دارد و هيأت نمايندگى روس هنگامى در اين حرّه به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند . ( 5 )

حرّهء الرّجلاء :

ميان مدينه و شام است و گمان مىكنم جزو حرّه‌هاى پيرامون خيبر باشد . علّت نامگذارى حرّة الرجلاء بدين نام ، آن است كه در آنجا راه رفتن دشوار است و بايد پياده راه رفت . ( 6 )

حرّهء شوران :

يكى از حرّه‌ها يا سنگلاخىهاى مدينه است . در تعيين موقعيت آن اختلاف نظر است ، اما در اطراف عقيق مدينه قرار دارد . ( 7 )

حرّهء قبا :

در سمت قبلهء مدينه واقع شده و در احاديث از آن سخن رفته است . ( 8 )

حرّهء ليلى :

بخش شمال شرقى حرّهء خيبر را حرّهء ليلى مىگويند . ( 9 )

حرّهء النار :

نزديك خيبر است . نقل شده كه مردى نزد عمر بن خطاب آمد و عمر از او پرسيد : نامت چيست ؟ گفت : جمره . پرسيد : فرزند چه كيستى ؟ گفت : فرزند شهاب . پرسيد : از كدام طايفه‌اى ؟ گفت : از حرقه . پرسيد : در كجا سكونت دارى ؟ گفت : در حرّة النار . پرسيد : كجاست ؟ گفت : در ذات اللّظى . عمر گفت : مواظب باشيد كه نسوزيد . اگر اين داستان درست باشد ، نشان مىدهد كه عمر از نام‌هاى ناخوشايند كراهت داشته است . برخى از مورّخان اين داستان را جزو كرامات عمر دانسته‌اند ! ( 10 )

حرّهء واقم :

سنگلاخ شرقى مدينه است . واقعهء حرّه در زمان يزيد در همين حرّه
هامش
( 1 ) . بلادى 2 : 265 ، 266 .