آمد و از آن حضرت براى اين كار اجازه خواست و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله هم اجازه داد . « 1 »
( 1 )
حرّهء بنى بياضه :
بخشى از حرّهء غربى مدينهء منوّره مىباشد و قبر ماعز در همينجا بوده است .
( 2 )
حرّهء بنى حارثه :
در اخبار جنگ احد از اين حرّه ياد شده است . اين حرّه در سمت راست كسى است كه از مدينه به سمت آرامگاه سيد الشهدا حمزة بن عبد المطّلب مىرود .
( 3 )
حرّهء بنى سليم :
از نواحى مدينه است واقع در نزديكى حمى ( قرقگاه ) نقيع .
( 4 )
حرّهء الدّجّاج :
( به تشديد جيم ) ، در حومهء مدينة النبى قرار دارد و هيأت نمايندگى روس هنگامى در اين حرّه به حضور پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمدند .
( 5 )
حرّهء الرّجلاء :
ميان مدينه و شام است و گمان مىكنم جزو حرّههاى پيرامون خيبر باشد . علّت نامگذارى حرّة الرجلاء بدين نام ، آن است كه در آنجا راه رفتن دشوار است و بايد پياده راه رفت .
( 6 )
حرّهء شوران :
يكى از حرّهها يا سنگلاخىهاى مدينه است . در تعيين موقعيت آن اختلاف نظر است ، اما در اطراف عقيق مدينه قرار دارد .
( 7 )
حرّهء قبا :
در سمت قبلهء مدينه واقع شده و در احاديث از آن سخن رفته است .
( 8 )
حرّهء ليلى :
بخش شمال شرقى حرّهء خيبر را حرّهء ليلى مىگويند .
( 9 )
حرّهء النار :
نزديك خيبر است . نقل شده كه مردى نزد عمر بن خطاب آمد و عمر از او پرسيد : نامت چيست ؟ گفت : جمره .
پرسيد : فرزند چه كيستى ؟ گفت : فرزند شهاب . پرسيد : از كدام طايفهاى ؟ گفت :
از حرقه . پرسيد : در كجا سكونت دارى ؟
گفت : در حرّة النار . پرسيد : كجاست ؟
گفت : در ذات اللّظى . عمر گفت : مواظب باشيد كه نسوزيد . اگر اين داستان درست باشد ، نشان مىدهد كه عمر از نامهاى ناخوشايند كراهت داشته است . برخى از مورّخان اين داستان را جزو كرامات عمر دانستهاند !
( 10 )
حرّهء واقم :
سنگلاخ شرقى مدينه است .
واقعهء حرّه در زمان يزيد در همين حرّه
هامش
( 1 ) . بلادى 2 : 265 ، 266 .