سبره يزيد بن مالك داد .
[ حرض :
كه حرض نيز گفته مىشود ، يكى از وادىهاى مدينه است كه نزديك احد قرار دارد .
در روزگار قديم كه يهود تازه بر مدينه مستولى شده بود ، « ابو جبيله » پادشاه يمن بر آنان يورش آورد و در اين وادى يهوديان را از دم تيغ گذرانيد . « 1 » ]
( 1 )
حرم :
دو حرم داريم ؛ يكى حرم مكه و ديگرى حرم مدينه . نسبت به حرم ؛ « حرمى » ( به كسر حاء و سكون راء ) است و مؤنث آن « حرميّة » مىباشد . اين نسبت غير قياسى است . بعضى آن را « حرمى » ( به ضمّ حاء ) گفتهاند كه ظاهرا نظر به حرمة البيت داشتهاند . مبرّر جواز فتح را ، بنا به اصل نقل كرده است .
گفته شده كه هرگاه غير انسان را به حرم نسبت دهند ، مىگويند : حرمى ( به فتح اول و دوم ) ؛ مثلا گفته مىشود :
ثوب حرمى .
هر يك از دو حرم ياد شده ، حدود شناختهشدهاى دارد .
[ حرم :
( به ضمّ اوّل ) ، به معناى احرام حج و به كسر آن به معناى محرم مىباشد . گفته مىشود : « أنت حرم » يعنى تو محرم هستى . « 2 » ]
[ حرمان :
تثنيهء حرم است و منظور دو حرم مكه و مدينه مىباشد . « 3 » ]
( 2 )
حرم المدينه :
در احاديثى كه حدود حرم مدينه را تعيين كردهاند ، از جاهايى نام برده شده كه در اينجا به ذكر هر يك از آنها و بيان موقعيتشان - تا جايى كه توانستهام به دست آورم - مىپردازم :
1 .
لابتان :
در حديث آمده كه ميان دو لابهء مدينه ، حرم است . لابه همان حرّه است و مدينه دو حرّه داشته ؛ يكى حرّهء شرقى كه در شرق مدينه است و ديگرى حرّهء غربى كه در غرب آن قرار دارد . به اوّلى حرّهء واقم مىگويند و به دومى حرهء وبره . حرّهء شرقى و غربى به سمت شمال و جنوب پيچ مىخورند ؛ به طورى كه مدينه را در احاطهء چهار حرّه قرار مىدهند .
2 . كوه عير
( به معناى الاغ ) : كوهى است در قبلهء مدينه ، نزديك ذو الحليفه
هامش
( 1 ) . بلادى ، ج 2 ، صص 258 و 259
( 2 ) . لسان العرب ، ج 12 ، ص 22 ، مادّهء « حرم » .
( 3 ) . ياقوت ، ج 2 ، ص 244