( قبل از اسلام ) در آنجا آتشى نمايان شد و طوايفى از عرب تصميم به پرستش آن گرفتند اما مردى از عبس ، به نام خالد بن سنان ، برخاست و آتش را خاموش كرد .
پيامبر اكرم دربارهء خالد فرموده است : « او پيامبرى بود كه قومش وى را نابود كردند » .
خالد بن سنان عبسى حكيمى از پيامبران عرب در عصر جاهليت بود كه در سرزمين عبس مردم را به دين عيسى دعوت مىكرد . ابن اثير ( ج 1 ، ص 131 ) مىنويسد : يكى از معجزات او اين است كه در عربستان آتشى نمايان شد و مردم را به انحراف كشاند و نزديك بود مجوسى شوند . اما خالد عصايش را برداشت و به درون آتش رفت و آن را پراكنده ساخت . . . و در حالى كه در ميان آتش قرار داشت ، آتش خاموش گرديد .
گفتهاند : در ميان فرزندان اسماعيل ، تا قبل از محمد صلّى اللّه عليه و آله ، پيامبرى جز خالد نبوده است .
ابن حجر داستان خالد بن سنان را در الإصابة ، ( ج 1 ، ص 466 ) آورده و گفته است :
درستترين مطلبى كه در اين باره شنيدهام ، از سعيد بن جبير است . او مىگويد : دختر خالد بن سنان عبسى خدمت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله آمد ؛ حضرت فرمود :
« خوش آمدى ، اى دختر پيامبرى كه قومش او را نابود كردند » .
ابن حجر داستان اين پيامبر با قومش و داستان آتشى را كه وى خاموش ساخت آورده است .
از آنجا كه ما براى پيامبران قائل به معجزه هستيم و براى اوليا معتقد به كرامت ، بنابراين ، چنان كه خالد پيامبر بوده ، اين عمل او ( خاموش ساختن آتش ) يك معجزه است و اگر حكيمى صالح بوده ، كرامت به شمار مىآيد .
( 1 )
حرّهء الأفاعى :
محلى است در هشت ميلى ابواء به طرف مكه . در گذشته محل سكونت مردم بود ، ليكن به جهت پيدايش مارها و افعىهاى گزنده ، ساكنان آنجا خانه و كاشانهء خود را رها كردند و رفتند . در زمان پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله يكى از افعىهاى اين حرّه مردى را نيش زد . او از عمرو بن حزم خواست برايش رقيه و دعايى بنويسد و بدين وسيله او را درمان كند اما عمرو صبر كرد تا پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله