منفى فرض نمىكنيم ، بلكه مىگوييم : مواظب باشيد كه سقوط قطعهء كوه را با زهر آشاميدن سقراط در راه احترام به قانون كه نتايج بزرگى در ساختن انسانها به وجود مىآورد ، بيك ديگر مخلوط نكنيد .
( ( 2212 ) ) چون نبيند اصل ترسش را عيون
ترس دارد از جمال گونه گون
( ( 2213 ) ) مشت بر اعمى زند يك جلف مست
كور پندارد لگد زن اشتر است
( ( 2214 ) ) زان كه آن دم بانگ اشتر مىشنيد
كور را آيينه گوش آمد نه ديد
در پيگردى علتها ، حوادث همزمان را با حوادث علت و معلولى اشتباه نكنيم
مفاهيم علت و معلول و عليت با اين كه از نظر بررسىهاى عالى فلسفى در دريايى از ابهامات فرو رفته است ، و ليكن تفاوت بسيار واضع با تعاقب حوادث و همزمانى رويدادها دارد كه گاهى تشخيص و تمييز آنها از يكديگر دشوار مىشود . اين عدم تمييز تنها معرفت ما را در بارهء آن حوادث دچار اختلال نمىكند ، بلكه به اضافه اخلالگرى در شناسايى حقايق خارجيه ، عملا جلو واقع يابىهاى ما را مىگيرد و دچار شكست مىسازد .
براى توضيح اين معنا نخست بايد سه نوع حوادث را كه بيك ديگر ارتباط داده مىشوند ، به طور مختصر از نظر بگذرانيم :
1 - دو حادثه كه ميان آن دو رابطهء عليت وجود دارد ، اولى را علت و دومى را معلول مىخوانند البته مىدانيم كه در تفسير رابطهء عليت و دو حقيقت به نام علت و معلول مخصوصاً از نظر فيزيك جديد و مسائل عالى فلسفه اظهار نظرهاى گوناگونى روى داده است ، ولى با قطع نظر از همهء آن مناقشات اين مقدار روشن است كه در طبيعت خارجى و عالم درونى انسانها هيچ حادثهاى بدون حادثهء قبلى معين در واقع به وجود نمىآيد .