زايىها در شناخت سرگذشت بشرى بياندازيم و به بينيم كه چه مكتبهاى ضد و نقيض فراوانى در شناخت تاريخ به جهت خطاهايى كه در تشخيص سه نوع حوادث مورد بحث مرتكب شدهاند ، به وجود آمده است .
روشنترين دليل اين ادعا چيزى است كه گمان نمىرود كسى كه مختصر اطلاعى از مكتبهاى تعيين كننده عامل محرك تاريخ داشته باشد ، بىاطلاع از آن بوده باشد .
همه مىدانيم كه تا كنون در حدود هيجده عقيده در بارهء عامل محرك تاريخ ابراز شده است كه همهء ابراز كنندگان آن عقايد از عنوان محقق و فيلسوف در شناخت تاريخ برخوردار بودهاند ، به عنوان نمونه گفته شده است : عامل محرك تاريخ :
1 - ايده ها و عقايد .
2 - شخصيتها به معناى عمومى .
3 - نوابغ .
4 - مسائل اقتصادى به طور عموم .
5 - وسائل و اشكال و روابط توليد اقتصادى .
6 - كرات فضايى .
7 - رگهاى اصيل اجتماعات .
8 - عدم قناعت به وضع موجود .
9 - عشق و نفرت .
10 - تعصبات ملى و نژادى .
11 - غريزهء جنسى . . . است .
آيا اين تناقض گويىها مأخذى جز عدم تمييز ميان سه نوع حوادث كه گفتيم چيز ديگرى دارد ؟ مسلما نه . مخصوصاً اگر به اين اختلاط ميان سه نوع حوادث ، اختلاط ميان جزء علت و تمام علت را هم اضافه كنيم ، منحصر ساختن مأخذ تناقض گويى در شناخت فلسفهء تاريخ براى ما كاملًا روشن مىشود . عمق و همه گير بودن اين اشتباه و خطا است كه بعضى از متفكرين را ناچار كرده است كه بحث از تاريخ را به عنوان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 97
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٩٧