تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧

است ، پس صدور موجودات هم كه از مقتضيات ذات اوست ، مورد اراده و عشق او است و اين كه او موجودات را مىخواهد ، نه براى هدف و غرضى است ، بلكه اين خواستن مربوط به ذات خود او است . . . » ( 1 ) مضمونى كه در دو عبارت فوق ملاحظه شد ، از نظريات ارسطو به يادگار مانده است : زيرا عبارتى را كه ذيلا از رسالهء « الدعاوى القلبيه » نقل مىكنيم ، مطالبى است كه فارابى از ارسطو آورده است : « و همهء موجودات به فياضيت خداوندى از خداوند صادر مىگردد و همهء موجودات جوشش فيض الهى است . . . » ( 2 ) همين مضمون در كتاب فصوص نيز ديده مىشود : « واجب الوجود مبدء همهء فيوضات است و همهء اشياء از آن او است بدون لزوم كثرت در ذات مقدسش . » ( 3 ) اين نظريه پس از « فارابى » مورد تصديق افراد زيادى از متفكرين جهان بين قرار گرفته است .

نظريه دوم

مىگويد : خداوند متعال كار آفرينش را مانند ساير عقلا كه در كارهايشان هدفى خارج از ذات خود منظور مىدارند انجام داده است و هدف او از به وجود آوردن ساير موجودات ، رسانيدن آنها به كمال اعلائى است كه براى آن موجودات امكان پذير است .

نظريهء سوم

- همان است كه جلال الدين در بيت مورد تجليل ابراز مىكند :
( ( 2151 ) ) چون مراد و حكم يزدان غفور بود در قدمت تجلى و ظهور
كه شبيه به مضمون عبد الرحمن جامى در رباعى ذيل است :
هامش
( 1 ) التعليقات ، محمد بن محمد بن طرخانى فارابى ، چاپ حيدرآباد ، ص 2 . .
( 2 ) الدعاوى القلبيه ، فارابى ، ص 3 ، تلخيص مطالب ارسطو ، چاپ حيدرآباد . .
( 3 ) الفصوص - فارابى . .