مظلوم باش و ظالم مباش ، چه معنا مىدهد ؟
مسلم است كه منظور جلال الدين از اين مصرع كه « شكر كه مظلومى و ظالم نهاى » آن نيست كه گردن بىنوايان را به لبهء شمشير بران نيرومندان بسپارد . و نمىخواهد بگويد : ظالم مباش ، ولى اگر به تو ظلم كردند ، بپذير - زيرا - اگر اين جمله را به طور عموم بپذيريم ، خود دستور جلال الدين نقض و مختل خواهد گشت . مگر پذيرفتن ظلم به خويشتن به عنوان ظالم لنفسه تطبيق نمىگردد ؟ خود جلال الدين هم در ابيات دفاتر گذشته اين مسئله را تاكيد كرده بود كه هر شاخهء جوانهاى را كه از وجود خود مىبريد ، در حقيقت دست به نوعى خود كشى مىزنيد . اين آيهء قرآنى را دقت كنيم : « إِنَّ اَلَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ اَلْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ ؟ قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي اَلأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ الله واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَساءَتْ مَصِيراً 4 : 97 . ( 1 ) ( كسانى را كه فرشتگان در حالى كه به خويشتن ستم پذيرفتهاند ، دريابند ، به آنان مىگويند : در چه وضعى بوديد ؟ مىگويند : ما در روى زمين بىنوايان بوديم ، فرشتگان مىگويند : مگر زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد ، جايگاه آنان دوزخ و جايگاه نهايى بدى است ) .