كه بىفغان و بىهراس زندگى نمىكند . و مانند قاضى دايماً در اضطراب و لرزش بسر مىبرد و هرگز نمىتواند نفسى به راحتى خيال و شادمانى بر آورد .
حمال به يك راهرو مىگويد : مانند باد تند رو به محكمه قاضى برو و نايبش را از اين حادثه مطلع بساز كه بر سر قاضى چه رويداد كوبندهاى آمده است و دست از كار خود بر دار و زود بيا ، و اين صندوق را سر بسته از جوحى بخر ، وقتى كه راهرو اين پيغام را به نايب رسانيد ، هر كس اين پيشامد را شنيد خيره و حيرت زده گشت .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 511
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥١١