به مكانهاى دور بدون احتياج به گذشت زمان ، به طور جالب مطرح شده است . بدين ترتيب مىتوان توجه جلال الدين را به سرعت سير نور بدون احتياج به حامل مانند اتر در نظريهء هويگنس ، پذيرفت . نظير اين توجه را در بارهء نور از عزيز الدين نسفى هم به خاطر داريم . او مىگويد : « اى درويش ، اگر مىخواهى كه بدانى كه از مكانى به مكانى چند تفاوت است ، بدان كه بعضى در مكان خاك سفر مىكنند و بعضى در مكان هوا سفر مىكنند و بعضى در مكان نور ( 1 ) سفر مىكنند . آن كه در مكان خاك سفر مىكند غايتش آن باشد كه روزى ده فرسنگ يا بيست فرسنگ سفر كند و آن كه در مكان هوا سفر مىكند در روزى پانصد فرسنگ يا هزار فرسنگ سفر مىكند و آن كه در مكان نور سفر مىكند ، در يك لحظه از مشرق تا به مغرب مىرود و از مغرب باز به مشرق مىآيد و در لحظهاى از فرش به عرش مىرود و باز مىآيد . » ( 2 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 442
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٤٢
برادر بزرگتر به دو برادر ديگر مىگويد : جانم از انتظار بر لب آمده و صبر از درونم رخت بر بسته و ديگر باكى از هيچ چيز ندارم ، اين خود - صبر است كه به ضدش منقلب شده و بىقرارم ساخته و داستانم عبرت عشاق روزگاران گشته است .
من از درد تلخ فراق از جان سير شدهام ، مگر نه اين است كه ادامهء حيات در حال هجران خود نفاق ناشايست است ؟ تا كى درد جدايى معشوق را تحمل كنم شمشيرى بكش و سر از تنم جدا كن تا سر ديگر از عشق بر بدنم برويد . آيين من زندگى از عشق است و حيات اين جان محروم از معشوق ، براى من چيزى جز ننگ نيست .
هامش
( 1 ) نسفى بر خلاق جلال الدين براى نور حامل تصور كرده است . .
( 2 ) انسان كامل ، عزيز الدين نسفى ، به تصحيح . مقدمه ماريژان موله ، ص ، 397 . .