تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩
در بر دارد ، چنان فراموش مىكنند كه عربدهء نهيليستى را به ياد انسان مىآورند كه مىگفتند : با هيچ دليل و شاهد نمىتوان پذيرفت كه جهان هستى و آن چه كه در آن است ، دو دقيقه پيش از آن به وجود آمده است بلكه من مىگويم جهان هستى با تمام محتوياتش هم اكنون به وجود آمده است كيست كه بتواند دروغ بودن اين ادعا را اثبات كند و بگويد : نه خير ، جهان دو دقيقه پيش از اين هم وجود داشته است ؟ بر گرديم به كاروانيان بشرى ، كه هزارها سال راه رفته و به قرن بيستم گام گذاشته‌اند . اينان مىگويند : « به علم بنگريد و به نتايجش ، و ما را پند و اندرز ندهيد » ما نصيحت و موعظهء شما را نخواهيم شنيد . بسيار خوب ، مقصود شما از پند و موعظه كه خواستهء شما نيست ، چيست ؟ اگر كسى بگويد : آمار خود كشى را تقليل بدهيد و نگذاريد اين انسانها كه در گذرگاه فرهنگ قرون و اعصار بشرى مورد تمجيد و تعظيم بوده است و امروز هم براى پيشرفت او از هيچ انديشه و صرف بودجه و تلاش مضايقه نمىكنيد ، ته سيگار نيستند كه طبيعت و ساير انسانها دودش را در آورند و آن را به زباله دان بياندازند . اگر اين پند و نصيحت است ، قبول نكنيد و به دستور همان علم رفتار كنيد كه فرقى ميان انسان و ته سيگار نمىگذارد اگر كسى به شما بگويد : محصولاتى را كه علم در اختيار شما گذاشته به صورت قدرتهاى ويرانگر در نياوريد كه خود علم و عالم و تمدن محصول آن را تهديد به نابودى كند ، و اين مطلب را موعظه تلقى كنيد ، حتما قبول نكنيد و مزرعهء حيات انسانها را به كشتارگاه تبديل كنيد كه نامش علم و دانش است اگر يك موعظه چى با مراعات كمال ادب به شما بگويد : با تحقيق دقيق و آمار گيرى صحيح بيش از نصف نفوس كرهء زمين متمدن و حاكم بر فضا ، با اعصاب