تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 33

مساهمون:

ص٣٣
3 - برهان حقايق ابدى . 4 - برهان هماهنگى تقديرى . كه مىتوان آن را تعميم داد به برهان فيزيكى الهى ، چنان كه كانت آن را مىنامد . ما اين براهين را به ترتيب مورد بحث قرار خواهيم داد . برهان « بود شناختى » متكى بر تمايز بين وجود و ذات است . اين تمايز مىگويد : كه هر شخص يا چيز عادى از يك طرف داراى وجود است و از طرف ديگر داراى كيفيات خاصى است كه ذات او را تشكيل مىدهند . هملت با آن كه وجود ندارد داراى ذات معينى است ، يعنى غمگين است و مردد و نكته سنج و قس على هذا وقتى كه ما شخصى را توصيف مىكنيم ، هر اندازه توصيف ما دقيق باشد ، باز اين مسئله كه آيا آن شخص واقعى است يا خيالى مفتوح مىماند . به اصطلاح فلسفه مدرسى مىگويند : كه ذات هيچ جوهر به تنهايى دال بر وجود آن نيست . اما در مورد خدا كه به عنوان كاملترين هستى تعريف مىشود ، انسلم قديس كه دكارت هم از او پيروى مىكند ، مىگويد : كه ذات دال بر وجود هست ، به اين دليل كه هستئى كه جامع جميع كمالات باشد بهتر از آن است كه نباشد ، از اين مقدمه چنين نتيجه مىشود كه اگر خدا داراى وجود نباشد بهترين هستى ممكن نخواهد بود . لايب نيتس اين برهان را نه كلا قبول و نه كلا رد مىكند ، بل مىگويد : كه اين برهان نياز به تكمله‌اى دارد ، و اين تكمله بايد دليلى باشد داير بر اين كه خدا ، به حسب تعريف ممكن است » لايب نيتس دليلى براى ممكن بودن خدا نوشت و هنگامى كه در لاهه با اسپينوزا ديدار كرد آن را به دو نشان داد . اين دليل خدا را چنين تعريف مىكند : كاملترين هستى ، يعنى موضوع جميع كمالات ، و كمال اين گونه تعريف مىشود : در كيفيت ساده‌اى كه مثبت و مطلق است و مبين هر چه باشد آن را بىحد و حدودى بيان مىكند . » لايب نيتس به آسانى اثبات مىكند كه هيچ دو كمالى بنا به تعريف فوق نمىتوانند با هم ناسازگار باشند و نتيجه مىگيرد كه : « بنا بر اين يك