آيه
« وَنَفَخْتُ فِيه مِنْ رُوحِي 15 : 29 . » ( 1 ) ( و از روح خود در آن دميدم )
( ( 3586 ) ) از ره پنهان ز عينين پسر
مىكشيد آبى نخيل آن پدر
( ( 3587 ) ) تا ز فرزند آب اين چشمه شتاب
مىرود سوى رياض مام و باب
( ( 3588 ) ) تازه مىباشد رياض والدين
گشته جارى عينشان زين هر دو عين
فرزندان آدميان چشمه سارهايى هستند كه باغ وجود پدران را آبيارى مىكنند . اى فرزندان قرن بيستم ، اين كه بينيد چشمه سار زندگىتان خشكيده است براى آن است كه فراموش كردهايد كه يكى از اساسىترين هدف جريان چشمه سار زندگى شما پدر و مادر بوده است .
نسل گذشته را از ميدان حيات بيرون كنيد ، نسل گذشته كارش را تمام كرده است ، كهن سالان انگل جامعه هستند ، نگذاريد به عنوان عضوى در پيكر جامعه بمانند درست همين مطالب است كه با گسيختن اعضاى پيكر آدمى از يكديگر ، چشمه سار حيات را خشكانيده و آنان را به آرايش و پيرايش صورت و سخن و دعاوى بىسر و ته وادار كرده است .
پدران و مادران ما كيستند ؟ پدران و مادران ما ريشه هاى حيات ما هستند كه هستى ما به وسيلهء آنان در اين دنيا به تحقق پيوسته است . اين ريشه ها را با دست خودمان خشك كرديم و ندانستيم كه بىاعتنائى ما به پدران و مادران نه تنها
هامش
( 1 ) سوره الحجر ، آيهء 29 .