مبدل مىشوند ، ديگر مانند مخلوقات معمولى نيستند . قبلهء وحدانيت دو نمىشود و خاك شايستهء سجدهء فرشتگان نيست . اگر مردى در اين آب جوى هستى عكس سبب به بيند دامنش پر از آن سيب مىگردد . اگر نمايش حقيقت در اين جهان هستى تنها عكس و نمودى بود ، هيچ كس نمىتوانست حقيقتى را از اين جهان در يابد اين نمودها شباهتى به عكس دارد ، ولى عكس محض نيست ، زيرا معناى عكس حق بر خلاف عكسهاى معمولى است . تن مباش و اين قدر با جان خود به مبارزه مپرداز . در آيهء قرآن بيانديش كه مىگويد : آن كفار كر و لال حق را كه به سراغشان آمده بود ، انكارش كردند . به پيامبر مىگويد تو نبودى كه آن مشت ريگ را به روى كفار انداختى ، بلكه خدا بود . برو آن حديث را بخوان كه مىگويد : ديدن پيامبر ديدن خدا است . حق تعالى پيامبر را از انس و جن بر گزيد و او را رحمة للعالمين لقب داد ، پس -
( ( 3198 ) ) خدمت او خدمت حق كردن است
روز ديدن ديدن اين روزن است
مخصوصاً روزنهء نبوت كه از خود خورشيد عظمت الهى از راه غير معمولى مىدرخشد ، نه به وسيلهء آفتاب و ستارهء فرقدان . در ميان نور مطلق و اين روزن راهى بس مخفى است كه خود روزن هم آگاهى از آن ندارد ، حتى اگر ابر سياه آسمان پوشى همه راههاى ارتباط آن به خورشيد را ببندد باز نور آن از راههاى غير طبيعى در اين روزن وجود دارد . در ماوراى راه هاى هوايى و شش جهت دنيا ، انس و الفتى ميان آن خورشيد و اين روزنه وجود دارد كه -
( ( 3204 ) ) مدحت و تسبيح او تسبيح حق
ميوه مىرويد ز عين اين طبق
طبق وجود پيامبران و مردان الهى خود سيبها مىروياند . باكى نيست از آن كه نام چنين طبق را درخت بگذاريم . اين سبدى است كه مىتوانى آن را درخت سيب بخوانى ، زيرا هر دو آنها با يك راه نهانى بهم مىپيوندند .
( ( 3207 ) ) آن چه رويد از درخت بارور
زين سبد رويد همان نوع از ثمر
پس برو زير سايهء چنين سبد كه در حقيقت درخت بخت و اقبال است بنشين .