متنوع اشياء . ملاحظه مىشود كه تعريف كميت و كيفيت با تقسيم آن دو به چهار قلمرو بسيار متفاوت مىباشند . لذا منطق شناسايى اين دو پديده اقتضا مىكند كه براى تعريف صحيح هر يك از آن دو ، قلمروهاى مربوطه را در نظر بگيريم .
مطلب دوم كميت با ارزشتر است يا كيفيت ؟
به نظر مىرسد : اين سؤال نمىتواند پاسخ آرى كميت يا كيفيت ، يا آرى كيفيت نه كميت داشته باشد . بلكه در اين مبحث هم بايد نخست ديدگاه ها را مشخص ساخت و سپس به ملاحظهء پديدهء ارزش پرداخت . مىگوييم : دخالت مقدار و ساير انواع كميتها در مجارى زندگى آدمى به دو قسم است :
قسم يكم - در مجراى ذهنى ، كه در بالا به قلمرو درون ذاتى تعبير كرديم ، در اين قلمرو كميت در ميدانهاى مختلف رياضى و هندسى عالىترين وظيفه را به عهده گرفته است و هيچ كيفيتى چه مربوط به قلمرو برونى و چه مربوط به قلمرو درونى ، توانايى انجام آن را ندارد . در اين قلمرو موضوع كميت نه تنها با ارزشتر از همه گونه كيفيتها است ، بلكه از منطقهء ارزشها بالاتر بوده و در حوزهء ضرورتها قرار مىگيرد .
قسم دوم - در مجراى جهان عينى كه قلمرو برون ذاتى را در بارهء آن به كار برديم . اگر در نظر بگيريم كه نمود هيچ كيفيتى در جهان عينى بدون حامل كميت قابل تحقق نيست ، اين قضيه را مىپذيريم كه كميت در جهان عينى در مقابل كيفيتها همان نقش را به عهده دارد كه هوا براى استنشاق جاندار . مگر جهان عينى كششى از ماده و حركت نيست ؟ ماده و حركت بعد در ذات خود دارد ، مانند مثلث كه سه زاويه را در ذات خود دارا مىباشد . كميت در اين قلمرو هم در حوزهء ضرورتها بالاتر از منطقهء ارزش قرار مىگيرد . بلى ، با نظر به اين كه موارد فراوانى از تماس انسان با غير خود [ اعم از طبيعت و انسانهاى ديگر ] به ملاك كيفيتهايى است كه در اشياء وجود دارد ، لذا گفته مىشود : كيفيت با ارزشتر از كميت است ، مثلًا موقعى