لابه كردن موش مر چغز را كه بهانه مىانديش و در امر من تأخير مىانداز كه و في التأخير آفات و تمثيل
( ( 2714 ) ) صوفيى را گفت خواجهء سيم پاش
اى قدمهاى تو را جانم فراش
( ( 2715 ) ) يك درم خواهى تو امروز اى شهم
يا كه فردا چاشتگاهى سه درم
( ( 2716 ) ) گفت ده نيمى درم راضىترم
كه دهى امروز و فردا صد درم
( ( 2717 ) ) سيلى نقد از عطاى نسيه به
نك قفا پيشت كشيدم نقد ده
( ( 2718 ) ) خاصه آن سيلى كه از دست تو است
هم قفا هم سيليش مست تو است
( ( 2719 ) ) هين بيا اى شادى جان و جهان
خوش غنيمت دار نقد اين زمان
( ( 2720 ) ) در مدزد آن روى ماه از شب روان
سر مكش زين جوى اى آب روان
( ( 2722 ) ) چون ببينى بر لب جو سبزه مست
پس بدان از دور كانجا آب هست
( ( 2723 ) ) گفت سيماهم وجوه كردگار
كه بود غماز باران سبزه زار
( ( 2724 ) ) گر ببارد شب نبيند هيچ كس
كه بود در خواب هر نفس و نفس
( ( 2725 ) ) تازگىّ هر گلستان جميل
هست بر باران پنهانى دليل
آيه
« سِيماهُمْ فِي وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ اَلسُّجُودِ 48 : 29 » ( 1 ) ( سيماى آنان از اثر سجود در صورتشان پيدا است . )
تفسير ابيات
يك خواجه ى سيم بخش به يك صوفى گفت : اى جانم فراش قدمهايت ، آيا مىخواهى كه امروز يك درهم به تو بدهم يا فردا بامداد سه درهم ؟ صوفى گفت : اگر امروز نيم درهم بدهى راضىتر از آنم كه فردا صد درهم بدهى . زيرا -
سيلى نقد از عطاى نسيه به
نك قفا پيشت كشيدم نقد ده
هامش
( 1 ) سوره الفتح ، آيهء 29 . .