( ( 2278 ) ) چشمبند خلق چون دانسته اى
هيچ دانى كز چه ديده بستهاى ؟
( ( 2279 ) ) بر چه بگشادى به دل اين ديده ها
يك به يك بئس البدل دان آن تو را
( ( 2280 ) ) ليك خورشيد عنايت تافته است
آيسان را از كرم دريافته است
( ( 2281 ) ) نرد بس نادر ز رحمت باخته
عين كفران را انابت ساخته
( ( 2282 ) ) هم از اين بدبختى خلق آن جواد
منفجر كرده دو صد چشمهء و داد
( ( 2283 ) ) غنچه را از خار سرمايه دهد
مهره را از مار پيرايه دهد
( ( 2284 ) ) از سودا شب برون آرد نهار
وز كف معسر بروياند يسار
( ( 2285 ) ) آرد سازد ريگ را بهر خليل
كوه با داود سازد هم رسيل
( ( 2286 ) ) كوه با وحشت در آن ابر ظلم
برگشايد بانگ چنگ زير و بم
( ( 2287 ) ) خيز اى داود از خلقان نفير
ترك آن كردى عوض از ما بگير
آيه
« وَإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اُسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى 2 : 34 » ( 1 ) ( و موقعى كه به فرشتگان گفتيم به آدم سجده كنيد ، آنان سجده كردند ، مگر شيطان كه از سجده امتناع كرد . )
( ( 2262 ) ) هم خيالاتش هم او فانى شدى
دانش او محو نادانى شدى
( ( 2264 ) ) اسجدوا لادم ندا آمد همى
كادميد و خويش بينيدش دمى
آيا انسان خود را پرستش و سجده مىكند ؟
دو مطلب مهم را جلال الدين در دو بيت مورد نقد و تحليل و ابيات مربوطه بيان مىكند :
1 - اگر انسان در خود بنگرد و آن را آينهء حق نما تلقى نمايد ، آن چه را
هامش
( 1 ) سوره البقره ، آيهء 34 . .