موانع وشرايط مخالف ، آب منبع نمىتواند به وسيله شاخهء متصل به حوض نمودار شود ، ولى بهر حال به وسيلهء شاخهء زير زمينى در مسيرى قرار مىگيرد كه متصل به اقيانوس است .
بنا بر اين ، اساس كار آن است كه آب از منبع حركت كند و به لولهء بزرگ و دو شاخهء مفروض وارد شود ، پس از آن سرازير شدنش به اقيانوس حتمى وقطعى است .
تطبيق اين مثال به فعاليت روانى آدمى چنين است كه اگر نيت پاك وهدف گيرى تكاملى از روح انسانى حركت كرد ، شخصيت آن انسان نتيجه تكاملى خود را دريافته است ، اگر نيت وهدف گيرى مفروض جامهء عمل نيز بپوشد ، نمودى در سطح اجتماع وجهان طبيعت نيز پيدا نموده و به نوبت خود آثار ونتايج مناسب را به دنبال خواهد كشيد و اگر موانع طبيعى و يا انسانى مانع بروز ونمود آن نيت وهدف گيرى گشت ، به وسيلهء شاخه زير زمينى كه فرض كرديم شخصيت را به ايده آلش نائل خواهد كرد .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 71
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٧١