تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 69

مساهمون:

ص٦٩
حفظ مىكنند واحتياجى به تقويت بيرون از خود ندارند . تا آن گاه كه به جهت گلاويزىهاى ناگهانى يا تدريجى رو به كاهش بروند . اين يك جريان طبيعى است كه نيازى به توضيح بيشتر ندارد . نوع دوم - به وجود آوردن قدرت سازنده يا ادامهء آگاهانهء آن است كه تنها در قلمرو جانداران امكان پذير است . تحصيل قدرت وتعين در انسان كه از آگاهى و وسائل متنوع وفراوان برخوردار است ، از ساير جانداران بيشتر وگوناگونتر است . عامل اساسى تحصيل قدرت وتعين در مقابل ميليونها عوامل مزاحم طبيعى وانسانى ، احساس آن بايستگى است كه در درون او به وجود آمده وتحرك رو به كمال انسانى را از مراحل پست مادى تا اوج كمال انسانى تضمين كرده است . جلال الدين با ابيات مورد تحليل احساس اين بايستگى وتحرك به نتيجه گيرى از احساس مزبور را توصيه شديد مىكند ومىگويد : تو اى انسان ، مانند ماه تابان به فرو زندگى و سير خود در فضاى هستى مشغول باش ، بگذار آنان كه تو را بينند ، يا از روشنايى تو يا از هدف سير تو اطلاعى ندارند ، عوعو كنند ومسخره به راه بياندازند ، حتى كارى با آن نداشته باش كه بر ضد تو فلسفه ها مىبافند . هر چه كه در مجراى كمال انسانى تو ، عوامل مزاحم با قدرت بيشتر و با فعاليت دامنه دارتر در مقابل تو صف آرايى كنند خود را مباز ، زيرا آن بايستگى كه تو را به حركت درآورده است ، وابسته به نيرو بخش تمام موجودات عالم هستى يعنى خدا است . اگر شيشه‌اى از سكنجبين در دست تو باشد وعواملى مخالف سركهء آن را بيافزايند ، تو آن قدر ناتوان مباش كه شيشه را بشكنى ، بلكه بكوش تا عسل شيشه را زيادتر كنى ، چه توجيه عالى انسانى است كه جلال الدين متوجه شده و براى به وجود آوردن قدرت وتعين سازندگى آدمى دستور مىدهد . شايد بعضى از ناتوانان
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 69 | محمد تقي جعفري