تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 512

مساهمون:

ص٥١٢
از جذبه مساز . بىكار هم منشين كه بىكارى ناز ونياز مىآورد و اين راه الهى احتياج به جانبازى دارد كه با ناز وغمزه وتن پرورى سازگار نيست . تو با قبول ورد كوشش وتقلاهايت كارى نداشته باش ، تو تمام اهتمام وتوجهت را به دستورات الهى منحصر نما . تا آن گاه كه پرندهء بلند پرواز جذبه از آشيانه خود به پرواز درآيد و به سراغ تو بيايد ، در آن موقع كه بامداد جذبه روشن شد ، ديگر نيازى به شمع نخواهى داشت . هنگامى كه ديدگان آدمى با آن نور الهى نظاره كند « مغزها بيند او در عين پوست . » -
بيند اندر ذره خورشيد بقا بيند اندر قطره كل بحر را
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 512 | محمد تقي جعفري