پست وساقطاند ، انسانهاى شير مرد از خضوع وتسليم مردم عار وننگ احساس مىكنند ،
آن كه بستد پيرهن را مىشتافت
بوى پيراهان يوسف مىنيافت
و آن كه صد فرسنگ زان سو بود او
چون كه بد يعقوب مىبوييد بو
115 - بىخبران دور از حقيقت حقايق را ناخود آگاه با خود بهمراه مىبرند و ديگران كه حقيقت جو وحقيقت شناسند ، از آن حقايق بهره مند مىگردند .
زان غنا وزان غنى مردود شد
كه ز قدرت صبرها بدرود شد
116 - قدرت ونيرومندى صبر وتحمل را نابود مىسازد وغالباً عدالت را پاى مال مىنمايد .
نسبت اثبات با نفى از نخست
گر بيانش مىكنى برگو درست
نفى آن يك چيز واثباتش رواست
چون جهت شد مختلف نسبت دو تاست
117 - تعدد جهت مىتواند اثبات ونفى را در يك موضوع جمع نمايد .
مر رسن را نيست جرمى اى عنود
چون تو را سوداى سر بالا نبود
118 - طنابى در فضاى هستى آويزان است كه پايينش سقوط وبالايش كمال است . با اين طناب چنان كه پائين رفت وسقوط كرد ، مىتوان به مرتفعترين قلهء كمال نيز صعود نمود .
گفت مادر تا جهان بوده است اين
كار افزايان بدند اندر زمين
هين تو كار خويش كن اى ارجمند
زود كايشان ريش خود بر مىكنند
وقت تنگ ومىرود آب فراخ
پيش از آن كز هجر گردى شاخ شاخ
119 - در هر دوره وجامعهاى گروهى هستند كه بالاى سر انسانهايى كه آب حيات مىآشامند سوت مىزنند ، اينان كارى جز مختل كردن اشتياق وكوشش انسانها به آشاميدن آب حيات انجام نمىدهند ، شما اى انسانها كه احتياج به آب حيات را در خويشتن درك نموده وجريان آن آب حيات بخش را در مقابل ديدگانتان مىبينيد ، به سوت زدن آن كار افزايان