شمار نمىشوند ، مىگويند : پس حالا كه مىخوابيد ، كمى با فاصله ونيمه بيدار بخوابيد ، زيرا مىترسيم در حال خواب دست يا پا يا سرتان را بهم بزنيد ، ناگهان با اين زدنهاى خواب آلود جرقه هايى به وجود بيايد و چهار ميليارد انسان روى زمين را به زير زمين منتقل بسازد ، زيرا تمام بستر و لحاف ولباسها وتختخواب وحتى اعضاى بدنى شما باردار هيدروژن است كه در چشمه سارهاى طبيعت با عنصر ديگرى به نام اكسيژن آب توليد مىكند وحيات را به وجود مىآورد .
( ( 1103 ) ) آنچنان كر شد عدوى رشك خو
گويد اين چندين دهل را بانگ گو
( ( 1104 ) ) مىزند بر روش ريحان كه طريست
او ز كورى گويد اين آسيب چيست
انديشه واحساس پاك آدمى طبل كوبى قوانين واشارات جهان هستى را درمىيابد ، ولى گوشى كه از پنبه خود پرستى وطبيعت ستايى پر است مىگويد : من بانگ اين طبل كوبىها را نمىشنوم
برتراند راسل مىگويد : « ما فى المثل به كر مادر زادى شباهت داريم كه در ميان يك عده موزيسين بزرگ شده و از روى روابطى كه بين قطعات نت موسيقى ونواختن آنها وجود دارد به قواعد مربوطه آشنا شده ومىتواند نتهاى موسيقى را بخواند واركسترى را هدايت كند .
حال اگر اين كر مادر زاد از طريق ايما و اشاره بتواند توضيحات ديگران را درك كند ، كم كم متوجه مىشود كه نت موسيقى وحركات نوك انگشتان و ساير حركات نوازندگان در كيفيت ذاتى خود نمايندهء چيزهايى كاملًا متفاوت از ظواهرى هستند كه براى او مشهود مىباشند ، ولى ادراك ارزش موسيقى وچگونگى آهنگهاى صوتى آن براى او غير ممكن است حال دانش ما از طبيعت هم چيزى شبيه به اين است ما مىتوانيم نتهاى طبيعت