سطح تو در تو است وسخن گوينده به سطح اول آن سطوح مىرسد و به قول سعدى چون گردو كه در روى كرهء گنبد يك لحظه هم توقف نمىكند ، مىغلطد ومىرود . به اين ، مطلب نمودار مقدار تاثير سخن ، يا نفوذ آن به سطوح عميقتر تعيين مىگردد . اين مطلب كه گفتيم بسيار ساده وقابل پذيرش همگانى است .
آن چه كه اهميت دارد ، شناخت ملاك نفوذ سخن وتاثير آن در تحول مخاطب است از وضع ثابت شدهاى به وضع جديد .
اين ملاك از دو قلمرو سرچشمه مىگيرد :
قلمرو برون ذاتى - اگر سخن از واقعيات برون ذاتى حكايت كند وجريان عينى خارجى پشتيبان صدق سخن بوده باشد ، اگر درون مخاطب با ضد آن واقع اشباع نشده باشد كه خود موجب ناديده گرفتن هر گونه واقعيات مخالف است ، مسلما اثرى در مخاطب خواهد بخشيد . اين كه گفتيم :
اثرى خواهد بخشيد ، زيرا كميت وكيفيت اثر درستترين واقعيات حتى مانند يك اصل بديهى علمى ، به جهت اختلاف محتويات درونى انسانها وعينكهايى كه براى واقع يا بى به چشم مىزنند مختلف مىباشد .
2 - قلمرو درون ذاتى - مقصود از قلمرو درون اعم از ذات گوينده وشنونده است ، زيرا چنان كه احساس واقع يا بى كه شنونده در درون گوينده داشته وصدق وبىغرضى او براى شنونده احراز شده باشد ، تاثير سخن را تشديد مىكند همچنين احساس واقع يا بى وصدق خود شنونده نيز در تاثير سخن تشديد به وجود مىآورد با نظر به همين ملاك درونى است كه در اغلب جوامع بشرى در همهء دورانها تاثير سخن با نظر به مقدار فراوان سخن وكتاب فوق العاده اندك بوده است ، زيرا مردم اغلب آن ايمان به گويندگان را كه براى تاثير سخن شرط اساسى است ، فاقداند .
اگر اين پديده را استثنا كنيم كه مقدارى از عدم تاثير سخن مستند به تناقض
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 422
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٤٢٢