به آن اشاره مىكند كه -
شد مبدل آب اين جو چند بار
عكس ماه وعكس اختر برقرار
با تمام پيچيدگى معمايى كه در بر دارند ، محصول تماس وذهن حواس ما با جهان عينى است ، وگر نه ، نه در طبيعت ماه ثابتى ( به عنوان هيولا وماده و ساير طنابهاى ديگر ) داريم كه در فضا ايستاده باشد و نه عكس ثابتى مىتواند در خود جويبار هستى در حال حركت ، وتحول منعكس شود .
7 - آيا نظريهء تغيير دايم به قول هراكليتوس نظريهء دردناكى است ؟
اين مبحث همان مسئلهء دوم است كه عنوانش را در پيش متذكر شدهايم . مفهوم دردناك در موضوع حركت وتحول كه راسل به هراكليتوس نسبت مىدهد و خود هم تمايلى به آن ابراز مىكند ، چه معنا دارد ؟ يعنى اگر جهان ساكن مىشد ، براى همهء انسانها اسباب فرح وشادى مىگشت اگر حركت خوبىها وزيبايىها را از دست ما مىگيرد ، بديها وزشتىها را هم جاروب مىكند . به نظر مىرسد اين حكم سطحى در باره حركت و گذشت نمودها ورويدادهاى جهان از يك ريشهء درونى روييده شده است كه از روزگار قديمى تا كنون خود خواهى ناميده مىشود . چه ريشه دار است اين خود خواهى كه حتى در جهان شناسى هم كه بايستى بىطرفانه صورت بگيرد ، تاثير مىبخشد وبهر تقدير دردناك بودن نظريهء تغيير دايم در جهان هستى براى كسى كه عبور هر يك از دقايق قطعهاى از موجوديت او را به آغوش نيستى مىسپارد ومىگويد :
زان پيش كه غمهات شبيخون آرند
فرماى كه تا بادهء گلگون آرند
تو زر نهاى اى غافل نادان كه تو را
در خاك نهند وباز بيرون آرند
منسوب به خيام صحيح است ، ولى اين سطح نگرى در بارهء قطعه قطعه كردن زمان جهان هستى