( تو كوه ها را مىبينى و گمان مىكنى آنها جامد وثابتاند در صورتى كه آن كوه ها مانند ابر در حال حركت وعبوراند ) .
و آيات ديگرى كه صريحا بروز نمودها را در جهان طبيعت در هر لحظه استناد به خدا مىدهد .
متفكرين در فلسفهء اسلامى با بذل مساعى فراوان در راه احاطه بر فرهنگهاى جهان مطابق شرايط محيطى و فكرى خود گاهى با اين فيلسوف يونانى گاهى با آن دانشمند يونانى وهندى انس گرفته ، با تمام احترام و تعظيم به مقام شامخ دانش وجهان بينى ، مطالب قابل قبول آنان را در قالب فلسفهء اسلامى مىريختند و به تفكر مىپرداختند ، اين مطلب دلالتى بر آن نداشت كه اصول جهان بينى اسلامى تقليدى از ديگران باشد .
آلفرد نورث وايتهد اين حقيقت را چنين توضيح مىدهد :
« آن چه كه بيزانس ومسلمانان را از رم جدا مىكند ، اين است كه تمدن رم از گذشتگان اقتباس مىگشت و آن تمدن در دست آنان حالت جمود داشت ، زيرا جلو پيشرفت انديشه را مىگرفت وفرهنگشان را تقليدى مىساخت . اما بيزانس ومسلمين خودشان تمدن را به وجود آوردند و به همين جهت است كه فرهنگ بيزانس واسلام انرژىهاى اساسى خود را كه قدرت وادامهء خود را از تكاپو وتلاش روى واقعيات عينى دريافت مىكرد ، حفظ شود . اينان از خاور دور بازرگانى را به مغرب زمين گستردند ، قوانين و حقوق به وجود آوردند ، اشكال تازهاى به هنر بخشيدند .
علم الهى را تنظيم واصلاح نمودند ، سرنوشت رياضيات را عوض كردند وقلمرو پزشكى را دگرگون ساختند . » ( 1 )
هامش
( 1 ) ماجراها و نفوذ ايده ها - آلفرد نورث وايتهد ، ترجمه انيس زكى ، با بررسى دكتر محمود امين ودكتر عبد الرحمن خالد ، ص 127 . .