تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
لذا -
مس خود را بر طريق زير وبم تا ابد بر كيميااش مىزنم تا بجوشد زين چنين ضرب سحور در دُر افشانى ز بخشايش بحور
مردم با انواع وطرق مختلفى در خانه وبارگاه الهى را مىزنند ، جمعى در ميدان كارزار ، گروهى در بلايا مانند حضرت ايوب ديگرى در تحمل وشكيبايى مانند يعقوب عليه السلام گروه ديگر مانند حضرت نوح عليه السلام در اندوه ومصيبتها . بعضى ديگر مانند پيامبر اسلام در ميدان جنگ . يكى مانند ابو ذر غفارى در كناره گيرى از جلوه هاى دنيا واشخاصى در مقاومت مانند عمر . . . صدها هزار مردم تشنه ونيازمند به طمع الطاف الهى مىكوشند . من هم به اميد همان خداوند نيم شب بر طبل سحورى مىكوبم . كدامين مشترى كه براى تو سود طلا خواهد داد بهتر از حق تعالى است ؟ آن كريم مطلق اموال پليد ومحقر وارزان تو را مىخرد و در مقابلش نور باطن مىبخشد . جسم فانى ما را كه مانند يخ رو به زوال است مىخرد . ملكى ما فوق وهم ما عنايت مىنمايد . قطره‌اى چند از اشك مىخرد وكوثرى را كه رشك قند است بر ما عطا مىكند . آه هاى پر سودا ودود را از ما مىستاند و براى هر آه صد جاه وسود مىدهد . تو هم اى انسان عاقبت بين ، در اين بازار هستى پر سودا ، نقدى بياور تا سودى ببرى ، در اين جايگاه نسيهء فردا و پس فردا رواجى ندارد . آن باد آه كه ابر اشك را مىراند ، ابراهيم خليل عليه السلام را به لقب اواه آه كشنده زياد ) در قرآن ملقب ساخت . معطل مباش ، در اين بازار گرم كه دوم نخواهد داشت ، كهنه هايت را به فروش و تازه هاى پايدار به دست آور . اگر كوچكترين ترديدى به دل تو راه پيدا كند ، پيامبران واولياء الله را به ياد بياور كه سود بران اين بازار بىنظير بوده‌اند ، بقدرى خداوند به بخت ومعاملهء آنان بركت داد كه كوه ها نمىتوانند اندوخته هاى آنان را حمل كنند .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 344 | محمد تقي جعفري