تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣

خويش را از بندهايى كه به آن زده‌ايم برهانيم ، آن وقت خواهيم ديد كه چه نتايج درخشان از زندگانى خود مىتوانيم گرفت . » ( 1 ) دو مسئلهء مهم را در اين مورد متذكر مىشويم : مسئله يكم - اين است كه هيچ عاملى نمىتواند مانند احساس وابستگى انسان به قدرت مطلقهء الهى ، در آن شخص كه احساس ناتوانى او را از پاى در آورده است ، اثر مثبت ايجاد كند : تنها همين عامل است كه مىتواند به انسان بگويد : ياس ونوميدى از قدرت ، كفران بزرگترين نعمت الهى است كه در نهاد تو به وديعت نهاده شده است . خداوند ما فرموده است : « ولا تَيْأَسُوا مِنْ رَوْحِ الله إِنَّه لا يَيْأَسُ مِنْ رَوْحِ الله إِلَّا اَلْقَوْمُ اَلْكافِرُونَ 12 : 87 . » ( 2 ) ( از رحمت خداوندى مايوس نشويد ، زيرا مايوس نمىشود از رحمت الهى مگر كفار ) . اين توجه به وابستگى به قدرت مطلقه در امتداد تاريخ بزرگترين ودشوارترين كارها را انجام داده است ، اگر چه آن قدرت مطلقه را گروهى از اشخاص به طبيعت واسرار آن يا به انسان ونيروهاى آن مستند ساخته‌اند . اگر در گفتار اين گروه هم تحليل وتجزيه لازم وكافى صورت بگيرد ، خواهيم ديد كه نه چنان طبيعتى وجود دارد كه بتواند به آن ناتوانى كه عجز او را از پاى در آورده است حيات بخشد و نه تحركى در آن از پاى افتاده وجود دارد كه چنان معجزه‌اى را به وجود بياورد . همين مطلب است كه جلال الدين گوشزد كرده ومىگويد : « زان كه با عاجز گزيده معجزيست » ، اگر چه ميدان بروز وفعاليت عنايت الهى همين طبيعت و انسان است . اين حقيقت را همهء هشياران همه جانبه نگر اعتراف مىكنند و با مضمون زير كه از ديل كارنگى نقل مىكنيم ، آن را ابراز مىدارند : « از راه ايمان به

هامش
( 1 ) آيين كاميابى ، ديل كارنگى ، ترجمهء على اكبر كسمائى ، ص 51 . .
( 2 ) سوره يوسف ، آيهء 87 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 283 | محمد تقي جعفري