خداى بىهمتا باشد ، نه آن همراهى كه دشمن عقلت بوده ودنبال فرصتى را بگيرد كه جامه ات را بدزدد . به آرامى سر پائين انداخته با تو راه مىرود تا به گردنهاى برسيد و دست به يغماگرى بگشايد . او براى سود خود با تو به راه افتاده است ، از نيش نوش نمايش بر حذر باش . برخى ديگر سست عنصران شتر دل هستند كه با ديدن كمترين حادثهء ترس آور ، براى برگشتن از راهى كه در پيش گرفتهاند به شما درسها مىدهند . اين يك اصل ثابت را بشنو كه -
يار بد مار است هين بگريز از او
تا نريزد بر تو زهر آن زشت خو
آن راهزن زن صفت ، يار را از راه منحرف مىكند وبسيه چالش مىكشد . مگر مرد هم زير زن مىافتد ؟ هر گونه عيشى كه تصور كنند ، فرعى از جانبازى در بر دارد وآفتى كه جانهاى شيشه وش را مىشكند . مگر هر گم راهى مىتواند صراط مستقيم دين را بپيمايد ؟ مرد محتاط است كه مىتواند راهى را كه در دين پيش گرفته طى نمايد ، لذا هر مخنث سست عنصرى نمىتواند مرد اين راه پر شور وشر بوده باشد ، در اين راه امتحانهاى پى در پى ومتنوع گسترده شده كه مانند پر ويزن ( غربال ) سپوس را از دانه جدا مىكند .
آيا مىدانى راه چيست ؟ راه آن است كه پر از نشان پاى بوده باشد . آيا مىدانى يار كيست ؟ يار نردبان راهى است كه پيش گرفتهاى .
فرض مىكنم كه در راهى كه تنها مىروى گرگى با تو رو برو نخواهد گشت . اما اين محروميت را خواهى داشت كه نشاط دمسازى با جمعيت را از دست خواهى داد : كسى كه راه محدودى را به تنهايى سپرى مىكند . در حالت دسته جمعى صد برابر آن راه را مىتواند بپيمايد . خر با آن خشونت كه دارد ، موقعى كه با همنوعان خود راه مىرود ، بقدرت ونشاطش مىافزايد وبالعكس اگر همان راه را به تنهايى برود ، آن راه بر اثر كثرت مشقت براى او صد برابر مىنمايد وپى در پى زخم ضربه چوب وسيخ مىخورد تا راه را به پايان برساند . با زبان حال -
مر تو را مىگويد آن خر خوش شنو
گر نهاى خر اين چنين تنها مرو