آن كه تنها خوش رود اندر رصد
با رفيقان بىگمان خوشتر رود
هر پيامبرى در راهى كه پيش گرفته بود ، با نشان دادن معجزه ، نخست ياران موافقى به دست آورده است .
تشكل و همراهى با جمعيت را با ديدهء تحقير منگر ، زيرا اگر تشكل ديوارها نباشد ، خانه وانبارى به وجود نمىآيد .
حق تعالى از هر جنسى جفت جفت آفريده است ، به همين جهت است گه نتايج مطلوب از جمعيتها پديدار مىگردد .
در ميان صياد و مرغ به طور شگفت انگيز اشكال و جواب رد وبدل شد وجر بحث طولانى شد . بگذريم اين بحث وجر را رها نموده -
مثنوى را چابك ودل خواه كن
ماجرا را موجز وكوتاه كن
ناگهان چشم مرغ به دانه هاى گندم افتاد ، نفسش طاقت از دست داد و به صياد گفت : اين گندمها از آن كيست ؟ صياد گفت : مال يتيمى است كه وصى ندارد و چون مرا امين مىدانند ، در نزد من امانت گذاشتهاند مرغ گفت : من مضطرم وحال مجروح وحال ناگوارى دارم ، در اين حال مردار بر من حلال است وقانون شرع خوردن اين گندم را براى من تجويز كرده است . صياد گفت در اين جا خود تو هستى كه به اين ضرورت فتوا دادهاى . و اگر از اين گندم بدون ضرورت تناول كنى گنه كار خواهى گشت .
البته از اين گندم بخور وضمان مثل يا قيمت آن را در عهدهء خود داشته باش . مرغ مدتى در خود فرو رفت واسب سركش نفس عنان از دستش گرفت و
پس بخورد آن گندم و در فخ بماند
چند او ياسين والانعام خواند
ولى اى مرغ بىنوا ، پس از در افتادن در دام مرگ ، افسوس و آه چه سودى دارد كاش اين آه هاى مانند دود سياه را در پيش از افتادن به دام بر مىآوردى . در آن زمان كه حرص وهوس بجنبش مىافتد ، پناه از خداوند فرياد رس بخواه - .