تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
آه ودود وناله آن دم كار بند حرص را آماده كن اى هوشمند
چارهء سيلاب ويرانگر را پيش از خرابى بصره جستجو كن ، باشد كه بصره از آن شكست نابود كننده نجات پيدا كند . اى آن كه به من گريه سر مىدهى ودل سوزى مىكنى : پيش از انهدام بصره وموصل . گريه كن ، اگر مىخواهى به من نوحه وشيون راه بيندازى ، موقعش پيش از مرگ من است ، نه پس از مرگم كه چاره‌اى جز صبر وشكيبايى ندارد . پيش از هلاكت وسقوط من در سيه چال مرگ ، به حالم گريه كن نه پس از برخاستن واحاطهء طوفان ولغزش پايم در پرتگاه مرگ . آرى
آن زمان كه ديو مىشد راهزن آن زمان بايست ياسين خواندن پيش از آن اشكسته گردد كاروان آن زمان چوبك بزن اى پاسبان