تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧

تفسير ابيات

بار ديگر توبه وناله از يادش مىرود ، زيرا اين گونه ناپايدارى در ندامت وتوبه شبيه به حيله گرى كفار است كه خداوند آن را پوچ و هيچ مىنمايد . چنان كه كفار يهود هر چه آتش جنگ شعله ور كنند خداوند خاموشش مىكند . با دل خود تصميم مىگيرد كه اى دل ، ديگر در اين فساد توقف مكن ، چون از اهل عزم و تصميم نيست ، باز همان تصميم را فراموش مىكند . بدين جهت كه تخم صدق وصفا نمىكارد ، خداوند فراموشى را براى او گماشته است ، اگر چه دلش مىخواهد بارقه‌اى را بيفروزد ، ولى كفى از گل تيره روى ستارهء همان بارقه مىزند وخاموشش مىسازد .