تفسير ابيات
بدين ترتيب تمام نعمتهاى زود گذر دنيا پيش از تحقيق وآزمايش دور نماى خوشى دارد . از دور آب مىنمايد ، وقتى كه به نزديكىاش برسى سرابى بيش نيست . اين گنده پير چاپلوس خود را مانند نو عروس جلوه مىدهد . به آن صورت گلگونش مغرور مباش ونيش نوش آلوده اش را بچش وبردبار باش تا مانند فرج آن غلام هندو به حرج و مشقت نيافتى . ديدهء بصيرت باز كن ودامش را آشكارا ببين . اى آدم هشيار ، وقتى كه با اختيار خود را به دام گل رخان وسرابهاى آب نما انداختى ، ديگر در موقع ندامت چه ناله ها وزارىها است كه سر مىدهى اين نامها وعناوين اميرى ووزيرى چيزى جز درد و مرگ وجان كندن چيزى نيست . « بنده باش و بر زمين رو چون سمند » نه مانند جنازهاى كه مردم اجبارا تو را به دوش بكشند . آدم كفران ورز و حق پوش مردم را حمال خود مىخواهد و مانند مردگانى كه روى به گور مىروند بار دوش مردم مىباشند ، لذا اگر كسى در خواب ببيند كه جنازهء شخصى را روى دوش مىبرند ، تعبيرش آن است كه آن شخص داراى مقام ومنصبى خواهد گشت ، زيرا تابوت بارى است به دوش مردم ، آرى تا كنون چنين بوده است كه اين بزرگان بار خود را پشت مردم مىنهند . در آرزوى سوار شدن بر مركب گردنهاى مردم مباش ، تا دو پايت به نقرس سقوط مبتلى نگردد . تو كه بالاخره به مركبهايى كه سوار مىشوى با نظر تحقير خواهى نگريست ( 1 ) كه تو خود را به من شهر با شكوهى نمودى و در باطن ده ناچيزى بودهاى ، از هم اكنون