( آنان كه ايمان آوردهاند از پيامبر امى كه نامش را در تورات وانجيل يافتهاند پيروى مىكنند ، پيامبر آنان را به معروف امر و از منكر نهى مىكند ، پاكيزه ها را براى آنان حلال وپليديها را براى آنان حرام مىنمايد ، بارها وزنجيرهاى سنگينى كه بر دوش آنان گذاشته شده بود ، برمىدارد ) .
به همين جهت بود كه روش پيامبر اكرم در جامعه بار سنگينى به دوش مردم نبود وشريعت خود را ساده وعقل پسند و بر مبناى فطرت پاك استوار ساخت .
با بىنوايان مىنشست وبرمىخاست ، حتى ترتيب نشستن جلسه را طورى صورت مىداد كه شخصيتها مساوى جلوه كنند ، با هيچ كس صحبت نكرد مگر اين كه با تمام روى بدنش در مقابل مخاطب مىايستاد . سلام بر كوچكتر از خود مىكرد ، دست نوازش بر سر يتيمان وبىنوايان مىكشيد ، روى حصير نشست و لباس معمولى ولى بسيار نظيف ومعطر مىپوشيد ، با نگاهش مردم را به هول ووحشت نمىانداخت ، زندگانى او را معمولىترين غذاها تشكيل مىداد . پس از او هم پيروان واقعىاش نمونهء انسانهاى بار بردار شدند نه بار گذار .
امير المؤمنين را مىبينيم كه وصلهء كفشش را با دست خود مىدوزد ( خاصف النعل ) روى خاك مىخوابد ( ابو تراب ) نخل مىكارد وچشمه هاى بنى نيز ز استخراج مىكند ، موقعى كه از انبار عبور مىكرد ، روستاييان آن محل هيجان وحماسه و پاى كوبى در مقابلش راه مىاندازند ، امير المؤمنين مىپرسد :
چه كارى است كه اينان انجام مىدهند ؟ پاسخ داده مىشود كه احترامى است كه اين مردم در بارهء بزرگانشان انجام مىدهند ، آنان را توبيخ فرموده ومىگويد : برويد به كارهاى خود بپردازيد ، شما با اين احترامات نابجا خود را ذليل وپست وزمام دارانتان را متكبر ومغرور مىسازيد .
هنوز گروهى را عقيده بر آن است كه بشر رو به تكامل رفته است با اين كه همين بشر در به كار بردن مزايايى كه بايستى براى برداشتن بار سنگين طبيعت وعوامل انسانى صرف شود ، از طرف خود مردم به بار سنگينترى تبديل مىشود .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 172
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٧٢