عينى وتمايلات درونى ومقادير مختلف دانش وبينش ، انواع واقسام بىشمارى از اختيار وجود دارد كه شايد فاصله ميان حد اقل وحد اعلاى آن تا نهايت امتداد پيدا كند حتى كه مىداند ، شايد هم اختلاف وتنوع سختى در كيفيت اختيارها وجود داشته باشد ؟ اكنون مىپردازيم به بحث در تفسير تشبيه فوق كه جدا با اهميت است .
1 - تعادل دو يا چند راه كه در حال اختيار پيش روى انسان قرار گرفته است نسبى است
طرفين پالان يا جهاز كه به پشت شتر گذاشته مىشود ، بايستى متعادل بوده باشد . اين تعادل در طرفين جهاز مانند دو راهه ايست كه در موقع احساس اختيار پيش روى آدم مختار گسترده شده است .
تعادل دو راه براى هر يك از انسانها با نظر به شرايط ذهنى وتمايلات درونى آنها است . يعنى تعادل مزبور كاملًا يك پديدهء نسبى است ، مثلًا انسانى هست كه براى او ارزش يا لزوم دروغ گفتن و به دست آوردن سود ناچيز متعادل است ، ومىتواند در سر دو راههء دروغ وسود مفروض قرار گرفته يكى از آن دو راه را انتخاب نمايد .
در صورتى كه افراد ديگرى هستند كه نمىتوانند دروغ وسود مفروض را متعادل گرفته و آن دو را دو راه مساوى تلقى كنند ، به اين معنى كه نفرت آنان از دروغ بقدرى است كه نمىگذارد دروغ ارزش يا چنان لزومى پيدا كند كه مزيت برابرى با راست گفتن داشته و با سود مفروض دو راهه را تشكيل بدهد .
وبالعكس ، ممكن است انسانى باشد كه سود جوئى بقدرى درون او را مالك شود كه به مجرد احتمال آوردن سود ، احساس دروغ گويى وزشتى آن مانند يك علف ناچيز در بيابان بسيار دورى باشد كه اصلًا به او مربوط نيست .
همچنين نسبيت تعادل در دو راههء اختيار به حسب اختلاف زمان وشرايط