« وتَحْسَبُهُمْ أَيْقاظاً وهُمْ رُقُودٌ ونُقَلِّبُهُمْ ذاتَ اَلْيَمِينِ وذاتَ اَلشِّمالِ وكَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْه بِالْوَصِيدِ لَوِ اِطَّلَعْتَ عَلَيْهِمْ لَوَلَّيْتَ مِنْهُمْ فِراراً ولَمُلِئْتَ مِنْهُمْ رُعْباً 18 : 18 » ( 1 ) ( و تو گمان مىكردى كه آن اصحاب كهف بيدارند ، در حالى كه آنان به خواب رفته بودند و ما آنان را به راست و به چپ بر مىگردانديم وسگشان در آستانهء آن غار دستهايش را دراز كرده بود . اگر از آنان مطلع مىگشتى روى گردانيده وفرار مىنمودى و از وضع غير طبيعى آنان رعب وهراس وجودت را پر مىكرد ) . « يا مَعْشَرَ اَلْجِنِّ واَلإِنْسِ إِنِ اِسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ اَلسَّماواتِ واَلأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلَّا بِسُلْطانٍ 55 : 33 » ( 2 ) ( اى طايفه جن و انس ، اگر توانستيد از اقطار آسمانها و زمين نفوذ كنيد ، شما نمىتوانيد نفوذ كنيد ، مگر با سلطهاى كه خدا به شما عنايت كند ) . « وإِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا 19 : 71 » ( 3 ) ( نيست از شما مگر اين كه به دوزخ وارد خواهد شد ( عبور خواهيد كرد ) اين قضاى حتمى از خداى تو است . )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 143
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٤٣
چند گويم من تو را كاين انگبين
زهر قتّال است زان دورى گزين
ليك تلخ آمد تو را گفتار من
خواب مىگيرد تو را ز انذار من
خواجه آخر يك زمان بيدار شو
وز حيات خويش برخوردار شد
هين روش برگير و ترك ريش كن
در فنا ونيستى تفتيش كن
هامش
( 1 ) سوره الكهف ، آيهء 18 . .
( 2 ) سوره الرحمن ، آيهء 33 . .
( 3 ) سوره مريم ، آيهء 17 . .