تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨

مىآيد ، به زنجير آن هستى مىپيوندد كه نسبتش به خدا شبيه به نسبت يك تصور ذهنى به روان ما است و روى همين اصل بود كه گفتيم : هر چيز و هر كس و هر گونه فعاليت از آن جهت كه در قلمرو سلطه ى الهى ونمودگاه مشيت او صورت مىگيرد ، لذا همهء اشياء وهمهء مردم در حال تسليم و تسبيح تكوينى هستند . اگر مقصود جلال الدين از دو بيت سوم و چهارم اين اصل بوده باشد كه متذكر شديم ، قابل تعقل وانطباق به واقعيت است . و اما اگر منظور او اين است كه انسان در سر دو راههء اختيار ، هر يك از دو راه را كه برگزيند ، صحيح و از خدا ورو به خدا است ، قابل تامل جدى است ، زيرا اگر حركت در هر يك از مسيرى كه انسان در حال اختيار در پيش پا دارد ، از خدا ورو به خدا است ، بچه علت قرار گرفتن سر دو راهى جان كندن بوده يكى از دو راه رزم و ديگرى بزم بوده باشد . مضامين آيات مباركه يكى از دو راه را شكر و ديگرى را كفران معرفى مىكند : - « إِنَّا هَدَيْناه اَلسَّبِيلَ إِمَّا شاكِراً وإِمَّا كَفُوراً 76 : 3 » ( 1 ) ( ما راه را به او نشان داديم يا شكر گذار ومطيع مىشود و يا كفران مىورزد ) واحساس اطاعت و معصيت كه شريفترين احساس از شريفترين منبع فطرت آدمى است ، نامفهوم مىماند و اين مطلب را جلال الدين بارها در مثنوى تذكر داده است . مگر اين كه منظور جلال الدين از دو راهه در حال احساس اختيار دو راه خير و كمال بوده باشد ، ولى اين گونه دويى نه جان كندن است و نه يكى بزم و ديگرى رزم . وانگهى اگر چنين است كه مقصد از هر دو راه خدا است ديگر پناه بردن به خدا از شر دو راههء مزبور معنايى ندارد - :

الغياث اى تو غياث المستغيث زين دو شاخه اختيارات خبيث
هامش
( 1 ) سوره الدهر ، آيهء 3 . .
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 138 | محمد تقي جعفري