( ( 202 ) ) من كه باشم چرخ با صد كار و بار
زين كمين فرياد كرد از اختيار
( ( 203 ) ) كاى خداوند كريم بردبار
ده امانم زين دو شاخهء اختيار
( ( 204 ) ) جذب يك راههء صراط مستقيم
به ز دو راههء تردّد اى كريم
( ( 205 ) ) زين دو ره گر چه همه مقصد تويى
ليك خود جان كندن آمد اين دويى
( ( 206 ) ) زين دو ره گرچه به جز تو عزم نيست
ليك هرگز رزم همچون بزم نيست
آيا هر دو راه كه در موقع احساس اختيار پيش پاى آدمى باز شده است ، به سوى خدا است ؟
جلال الدين آن دو راهى را كه در موقع احساس اختيار در پيش پاى آدمى باز مىشود به دو شاخهء اختيار تعبير مىكند ، اين تعبير نكتهء مهمى را كه در بر دارد اين است كه ريشه وتنه وساقهء دو راههء اختيار در درون آدمى يكى است ، مانند حب ذات ( ريشه ) وغرايز ( تنه ) وفعاليت غرايز ( ساقه ) دو شاخهاى كه از امور مزبور سر درآورده است ( دو راههء اختيار ) ميوه ( عزم كوى الهى ) نتيجه اين تعبير همان است كه در بيت سوم و چهارم از ابيات مورد نقد وتحليل آورده است :
زين دو ره گرچه به جز تو عزم نيست
ليك هرگز رزم همچون بزم نيست
توقف وتامل در سر دو راهى اختيار وانتخاب هر يك از آن دو همه و همه از جلوه گاه مشيت الهى به هدف مشيت الهى است .
آيا اين مطلب كاملًا صحيح است ؟ به نظر مىرسد كه جلال الدين مىخواهد مطلبى را بيان كند كه در گذشته در مباحث جبر و اختيار به آن اشاره كردهايم و آن اين است كه هر پديدهء طبيعى وروانى وعضوى كه در جهان هستى نقش مىبندد در قلمرو سلطهء الهى صورت مىگيرد و هر حلقهاى از رويدادهاى درونى وبرونى كه به وجود