ابراهيم ، ابو اليمان ، شعيب ، حرملة بن يحيى التجيبى ، سعيد بن مسيب ، محمد بن عباد ابن ابى عمر ، محمد بن حاتم بن ميمون ، يحيى بن سعيد ، يزيد بن كيسان بعضى از اين روايان كذاب و بعضى ديگر مجهول و بعضى از آنها با علي عليه السلام و اولاد او خصومت ورزيدهاند . ( 1 ) اين نكته را هم بايد در نظر گرفت كه از اين گونه روايات در زمان معاويه به طور فراوان جعل شده است . در مقابل گفتار روايان فوق مطالب وروايات زير را ملاحظه كنيم : ابن ابى الحديد اين جمله را از ابو بكر نقل كرده است : « ان ابا طالب ما مات حتى قال لا إله الا الله محمد رسول الله . » ( 2 ) ( ابو طالب از دنيا نرفت مگر اين كه شهادتين را گفت ) . ابو الفداء بيت زير را از ابو طالب نقل مىكند .
ودعوتنى وعلمت انك صادق
ولقد صدقت وكنت ثم اميناً
ولقد علمت بانّ دين محمد
من خير اديان البرية ديناً ( 3 ) (
تو مرا دعوت كردى و من دانستم كه تو در ادعايت ، يقينا راست گفتى و تو انسان امين هستى ، من ابو طالب به يقين دانستهام كه دين محمد صلى الله عليه وآله از بهترين اديان است كه مردم به آن گرويدهاند ) ابو الفداء اين روايت را در تاريخش نقل مىكند كه : « ابو طالب در ماه شوال سال دهم از بعثت پيامبر اكرم از دنيا رفت . وقتى كه بيمارى او شدت يافت ، پيامبر اكرم فرمود :
اى عمو ، شهادت را بگو تا در روز قيامت به شفاعتم نائل شوى ، ابو طالب عرض
هامش
( 1 ) ابو طالب مؤمن قريش ، عبد الله خنيزى ، ص 313 تا 325 . .
( 2 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 3 ص 312 . .
( 3 ) المختصر فى اخبار البشر ابى الفداء ، ج 1 ص 120 . .