تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
را از دستبرد رنگ آميزىها حفظ مىكند ، نه خود اشخاصى كه در دوران معينى زندگى مىكنند . جلال الدين مىگويد :
عيب جويان را ازين دم كور دار هم به ستّارى خود اى كردگار
حسادت وسود جويى ورقابتهاى نابخردانه از صفات حيوانى انسانها است كه نه تنها موجوديت ديگران را با آن پديده ها تباه مىسازند ، بلكه وقيحترين ستم را به خود روا مىدارند . آن گفتار وكردارهاى ربانى كه تواريخ معتبر به نام على بن ابى طالب عليه السلام وفرزندان پاك او ثبت كرده است ، دلايل روشنى براى اثبات اين حقيقت بوده است كه آنان كليد سعادت مادى ومعنوى بشر را در اختيار داشته‌اند . ولى متاسفانه اين بشر كه دشمنترين دشمنان خويش است ، آن كليد را مىشكند و دست صاحبش را مىبندد و با اين حال از آن جهت كه فروزندهء مشعل حق وحقيقت خداوند متعال است ، هيچ كس نمىتواند آن مشعل را خاموش كند . سود جويان هوا پرست كارى كه مىتوانند انجام بدهند ، اين است كه مشعل گذرگاه انسانيت را از سر راه كاروانيان حق وحقيقت برمىدارند و در فاصله دور تر از راه مىگذارند نه اين كه بتوانند آن را خاموش كنند و يا آنان با پرده هاى شفاف چراغ هدايت را به خيال خود مىپوشانند .

تفسير ابيات

روزى سؤال كننده‌اى از يك واعظ مىپرسد كه اى گويندهء و الا مقام منبر ، سؤالى دارم كه در همين مجلس پاسخ آن را مىخواهم : اگر در سر برجى مرغى بنشيند ، آيا سر آن مرغ شرافت دارد يا دمش ؟ واعظ گفت : اگر روى مرغ به شهر ودمش به طرف ده باشد ، رويش از دمش شريفتر است و اگر دمش به سوى شهر وسرش به طرف ده باشد ، تسليم خاك آن دم باش واعتنايى به رويش مكن . اين قاعدهء جهان طبيعت است كه بال و پر است كه پرنده را به آشيانه اش مىبرد . پر و بال پرواز مردم در فضاى سعادت ، همت آنان است وقتى كه مىبينى