3 - حديثى است كه بعضى از بزرگان ارباب حديث نقل كردهاند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه وآله فرمود :
« الخلفاء بعدى اثنا عشر كلهم من قريش » .
( خلفاى پس از من دوازده نفرند وهمهء آنان از قريشاند ) .
4 - دلايلى فراوان در باره امامت امير المؤمنين على بن ابى طالب عليه السلام از دو طريق تشيع وتسنن وارد شده است وامامت ساير ائمه به وسيلهء آن بزرگوار بالاتر از حد متواتر است .
ائمهء طاهرين ومعصومين دوازده گانه از يك مكتب دفاع كرده اند
اين مسئلهء با اهميت مورد توجه ودقت اشخاص معمولى نمىباشد كه چطور شده است ائمه دوازده گانه به اضافه اختلاف طبيعى در اختصاصاتشان ، در زمانها ومحيطها وشرايط گوناگون زندگى كرده و در طول زمانهايى كه بر آنها گذشته است ، كمترين اختلافى با يكديگر نداشتهاند ، همه آنان از يك مكتب و از منابع معين تبليغ نمودهاند .
آيا اين اتحاد غير عادى - خود دليل تماس قطعى آنان با واقعيت نبوده است ؟ به اضافه اين كه هر چه كه از آن بزرگواران در دو قلمرو گفتار وكردار نقل شده است ، همگى صدق وصفا وخلوص ومستند به عقل سليم وفطرت پايدار ومتكى به قاطعانه ترين منبع ايدئولوژى اسلامى ( قرآن ) بوده است . گذشت وفداكارى هر دوازده امام در راه اعلاى كلمهء حق و چشم پوشيدن آنان از هر گونه مقام ورياست و ثروت دنيا وشهرت ، چيزى نيست كه احتياجى به گفت گو داشته باشد .
با اين حال مردم دورانشان آنچنانكه مقتضاى عظمت وربانى بودن آن بزرگواران بوده است ، با آنان رفتار نكردهاند . اين مطلب بسيار عاميانه است كه گفته شود : مردم نمىتوانند واقعيت را منكر شوند و پشت پا بياندازند ، زيرا سير در سرگذشت بشرى به خوبى اثبات مىكند كه تنها وجدان تاريخ است كه واقعيت انسانها
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 123
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٣