سود جويى به خويشتن و نه براى اشباع حس عاطفه ومحبت به دودمانش بوده است ، و به طور كلى پاداشى كه پيامبر از مردم طلب كرده است براى خود نبوده ، بلكه آن پاداش هم براى خود مردم بوده است . اين مضمون در آيات زير وارد شده است : « قُلْ ما سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَكُمْ إِنْ أَجْرِيَ إِلَّا عَلَى الله 34 : 47 » ( 1 ) ( به آنان بگو هر پاداشى كه بخواهم براى خود شما است ، پاداش من جز عنايت خداوندى چيزى نيست ) . زيرا پيامبر خود اين حقيقت را به انسانها تعليم كرده كه عواطف واحساسات طبيعى پديده هايى هستند كه تنها در مجراى طبيعت بروز مىكنند وخاموش مىشوند ، نه به ايده آل زندگى مربوطاند و نه به ابديت . مگر همين پيامبر نبود كه شاخه هاى درخت موجوديت طبيعىاش را كه عموما و ساير منسوبين نزديكش بودند ، با تيشه ايده ئولوژى الهىاش قطع مىكرد و بدون كوچكترين تاسف مىكشت وموجوديتشان را خاكستر مىكرد و از طرف ديگر سلمان فارسى وبلال حبشى وصهيب رومى را مىآورد و مانند خاندان اصليش مورد محبت قرار مىداد ، در روايت معتبر آمده است كه امام جعفر بن محمد الصادق عليه السلام فرمود : افتخار واستناد من به ولايت على بن ابى طالب عليه السلام است نه به اين كه از فرزندان او هستم . در يكى از آيات صريحاً مىگويد : پاداشى كه از شما مىخواهم عبارت است از راهيابى شما به سوى خداوند است : « قُلْ ما أَسْئَلُكُمْ عَلَيْه مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شاءَ أَنْ يَتَّخِذَ إِلى رَبِّه سَبِيلًا 25 : 57 . ( 2 ) به آنان بگو : من به اين رسالت پاداشى از شما نمىخواهم ، مگر اين كه هر كس بخواهد راهى به خدايش اتخاذ كند ) . در مضامين روايات معتبر آمده است كه ائمهء
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 120
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص١٢٠
هامش
( 1 ) سوره يونس ، آيهء 72 . .
( 2 ) سوره الفرقان ، آيهء 57 . .