محيط بر آن ميليونها انسان را كنار بگذاريم ، يك انسان مىتوانست همهء اين كارها را انجام بدهد ، زيرا - ما در انسان نيروى قانون گذارى را همان نوع سراغ داريم كه هنرمندى را ، همچنين نيروى فرمانروايى ارتشى در او به همان وضع سراغ داريم كه قدرت عمليات رياضى را . از طرف ديگر ساختمان فيزيولوژيكى مغز آدمى در آن ميليونها فرد كه با كارهاى متنوع وضع امروزى را به وجود آوردهاند ، تفاوتى نمىكند ، بنا بر اين مىتوان گفت : يك انسان يعنى همهء انسانها ، تنها موضوعى كه مىماند ، محدودى عمر ومحيط وشرايط زندگى وآماده شدن زمينه هاى مختلف براى يك انسان مفروض است . نمونهء اين ادعا را در اشخاص زيادى مىتوان ديد ، مثلًا ارسطو به تنهايى در اقتصاد وسياست وفلسفه وفيزيك ورياضى وروان شناسى ومنطق و حيوان شناسى وعلم اخلاق با در نظر گرفتن زمان ومحيط مخصوصش كار صدها متفكر صاحب نظر را انجام مىدهد . اين پديده ( يك انسان همه انسانها ) در همهء دورانها نمونه هاى بارزى داشته است . البته با اين شرط كه انسان بيك موضوع از موضوعات مزبور عشق نورزد ، زيرا در اين حال عقل وقلبش در چار چوبه آن موضوع محاصره خواهد گشت . به طور اطمينان مىتوان گفت آياتى در قرآن مجيد در بارهء عظمت انسانى وارد شده است كه گاهى همهء انسانها ) را گوشزد مىكند مانند . « ما خَلْقُكُمْ ولا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ 31 : 28 » ( 1 ) ( آفرينش و بيرون آوردن مجدد شما نيست مگر مانند يك نفس ) « مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إِسْرائِيلَ أَنَّه مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي اَلأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ اَلنَّاسَ جَمِيعاً ومَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا اَلنَّاسَ جَمِيعاً 5 : 32 » ( 2 )
تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 565
مساهمون: محمد تقي جعفري
ص٥٦٥
هامش
( 1 ) سوره لقمان ، آيهء 28 . .
( 2 ) سوره المائده ، آيهء 12 . .