وگاندى . هم فرعون ونمرود ديدهاند ، هم موسى وابراهيم عليه السلام هم با ابن ملجم رو به رو شدهاند ، هم با على بن ابى طالب عليه السلام . . . حاصل مشاهدات اين جويندگان حيرت انگيز بوده است ، زيرا نه براى سقوط انسان در پستىها مرز مشخصى ديدهاند و نه براى اعتلا ورشد او كرانه جلال الدين مىگويد :
از ملك هم بايدم جستن ز جو
كل شىء هالك الا وجهه
بار ديگر از ملك پرّان شوم
آن چه آن در وهم نايد آن شوم
مضمون دو بيت فوق را در نمط نهم از اشارات ابن سينا هم مىتوان دريافت . به هر حال آن چه كه مسلم است اين است كه سقوط وعظمت آدمى حد معينى ندارد مادامى كه متصديان رهبرى اجتماعات انسان را تنها از ديدگاه لزوم همزيستى مطرح مىكنند و همين مقدار مىخواهند كه انسان دست بهم داده مواد معيشت خود را از طبيعت در آورند و كنار يكديگر زندگى مسالمت آميز داشته باشند .
گروه ديگر از اين قانون سازان واجرا كنندگان به اضافهء هدف گيرى زندگانى بىمزاحمت ، روياى عدالت اجتماعى را هم مىبينند ومىگويند : تمام كوششها در راه به وجود آوردن عدالت اجتماعى مبذول مىشود ، البته چنان كه اشاره كرديم ، تصميم وكوشش تا امروز از عالم رويا تجاوز نكرده است زيرا در فاصلهء عالم روياى مزبور و عمل عينى خارجى سد پولادين ارزش كار قرار گرفته است كه ديناميت وكلنگ وآتم هيدروژن مغز آدميان توانايى شكستن آن سد عجيب را نداشته است .
ما فرض مىكنيم كه روزى فرا خواهد رسيد و اين سد غير قابل شكست ، به دست همين آدميان متلاشى خواهد شد . وعدالت اجتماعى برقرار خواهد گشت ، مىدانيد در آن موقع و با آن پيروزى اعجاز آميز تازه به كجا رسيدهايم ؟ تازه ما توانستهايم مانند سرپرست نوازندگان اركستر ، هر يك از اعضاى اركستر را به جاى خود بنشانيم ومحفل را مطابق آرمان منظور بياراييم .
بسيار خوب ، آهنگى را كه اين مجمع مىخواهد بنوازد چيست ؟ آن چه كه امروزه در متمدنترين كشورها مىبينيم ، با اين كه مشكلات زيادى از مسائل