( ( 1842 ) ) سوى آن اميد كردم روى خويش
كه وجودم دادهاى از پيش پيش
( ( 1843 ) ) خلعت هستى بدادى رايگان
من هميشه معتمد بودم بر آن
( ( 1844 ) ) چون شمارد جرم خود را وخطا
محض بخشايش درآيد در عطا
( ( 1845 ) ) كاى ملايك باز آريدش به ما
كه به دستش چشم دل سوى رجا
( ( 1846 ) ) لاابالىوار آزادش كنيم
وان خطاها را همه خط برزنيم
( ( 1847 ) ) لاابالى مر كسى را شد مباح
كش زيان نبود ز جرم و از صلاح
( ( 1848 ) ) آتشى خون برفروزيم از كرم
تا نماند جرم وذلت بيش وكم
( ( 1849 ) ) آتشى كز شعله اش كمتر شرار
مىبسوزد جرم وجبر و اختيار
( ( 1850 ) ) شعله در بنگاه انسانى زنيم
خار را گلزار روحانى كنيم
( ( 1851 ) ) ما فرستاديم از چرخ نهم
كيميا يصلح لكم أعمالكم
( ( 1852 ) ) خود چه باشد پيش نور مستقر
كرّ وفرّ اختيار بو البشر
( ( 1853 ) ) گوشت پاره آلت گوياى او
پيه باره منظر بيناى او
( ( 1854 ) ) مسمع او آن دو پاره استخوان
مدركش دو قطره خون يعنى جنان
( ( 1855 ) ) كرمكى و از قذر آكنده اى
طمطراقى در جهان افكنده اى
( ( 1856 ) ) از منى بودى منى را وا گذار
اى اياز آن پوستين را يادآر
آيه
« وَهُوَ اَلَّذِي يُنَزِّلُ اَلْغَيْثَ مِنْ بَعْدِ ما قَنَطُوا ويَنْشُرُ رَحْمَتَه وهُوَ اَلْوَلِيُّ اَلْحَمِيدُ 42 : 28 . » ( 1 ) ( و آن خدايى است كه باران را پس از آن كه نوميد گشتند مىفرستد ورحمتش را منتشر مىسازد واوست مولا وپسنديده . . ) . « إِلَّا مَنْ تابَ وآمَنَ وعَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُولئِكَ يُبَدِّلُ الله سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وكانَ الله غَفُوراً رَحِيماً 25 : 70 » ( 2 ) ( مگر كسى كه توبه كند و ايمان بياورد و عمل نيك انجام دهد ، خداوند
هامش
( 1 ) سوره الشورى ، آيهء 28 . .
( 2 ) سوره الفرقان ، آيهء 70 . .