تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 532

مساهمون:

ص٥٣٢
پوستين هم كه در برداشته باشد مىگذرد ولرزه‌اى در وجودش مىاندازد كه نه آتش چاره آن را مىسازد و نه دود . آرى .
( ( 1707 ) ) چون قضا آيد طبيب ابله شود وان دوا در نفع هم گم ره شود
اما درك آدم بينا از اين سببهاى حجابوش وگول گير هرگز كند ومحجوب نخواهد گشت . وقتى كه ديدهء يك انسان كامل شود در اصل بنگرد ، وهنگامى كه چشمان كسى احول وبيمار گردد جز فرع و صورت چيزى نخواهد ديد .