تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 529

مساهمون:

ص٥٢٩
مساوى 4 نموده است . و ما مىدانيم كه رو بناى طبيعت وفعاليتهاى مغزى ما است كه به حكمت بالغهء الهى اين كفها را به وجود مىآورد و ما كوته فكران هم گمان مىكنيم كه ماهيت اقيانوس هم مجبور است از قوانين حاكمه بر كف تبعيت نمايد به قول جلال الدين اگر استعداد شدن در آفرينش وجريان موجودات براى خدا شرط لازم بود ، هيچ موجودى از بيابان عدم به چمنزار هستى گام نمىگذاشت . اين مطلب در مباحث پيشين مشروحاً مطرح شده است . آيا اين قدرت مطلقهء الهى تمام موجودات را مانند آلت مجبور وناخود آگاه آفريده است ؟ از ابيات فوق و بعضى ابيات ديگر مثنوى چنين بر مىآيد كه : بلى موجودات چيزى بيش از آلت كار او نيستند ولى اين استنتاج به اضافهء اين كه با مطالب ديگر مثنوى كه در همين دفتر پنجم ملاحظه خواهد شد ، منافات دارد و به اضافهء اين كه موضوع تكليف وحسن وقبح ومسئوليت رستاخيز را دچار اشكالات لا ينحل مىنمايد ، فى نفسه نمىتواند مدعاى جلال الدين را اثبات كند . زيرا - قدرت مطلقه الهى و تصرف استمرارى او در كائنات با دو جنبه داشتن موجود هيچ گونه منافاتى ندارد : جنبه آلى وجنبه استقلالى . 1 - جنبه آلى - هر موجودى مثلًا انسان آلت تولد انسانهاى ديگر است ، وسيله تعليم و تربيت وپاداش وكيفر قانونى براى ديگران در اين دنيا است . آلتى براى انتقال ذخاير وتمدنها به نسل بعدى است ، وسيله‌اى براى بزرگ شدن كودكان و تصرف در اجزاء و روابط طبيعت است . 2 - جنبه استقلالى - مقصود از جنبه استقلالى آن نيست كه انسان در مقابل