( ( 1729 ) ) اشك مىبار وهمىسوز از طلب
هم چو شمع سر بريده جمله شب
( ( 1730 ) ) لب فرو بند از طعام و از شراب
سوى خوان آسمانى كن شتاب
( ( 1731 ) ) دم به دم از آسمان مىدار اميد
در هواى آسمان رقصان چو بيد
( ( 1732 ) ) دم به دم از آسمان مىآيدت
آب و آتش رزق مىافزايدت
( ( 1733 ) ) گر تو را آن جا كشد نبود عجب
منگر اندر عجز وبنگر در طلب
( ( 1734 ) ) كاين طلب در تو گروگان خداست
زان كه هر طالب به مطلوبى سزاست
( ( 1735 ) ) جهد كن تا اين طلب افزون شود
تا دلت زين چاه تن بيرون رود
( ( 1736 ) ) خلق گويد مرد مسكين آن فلان
تو بگويى زندهام اى غافلان
( ( 1737 ) ) گر تن من هم چو تنها خفته است
هشت جنت در دلم بشكفته است
( ( 1738 ) ) جان چو خفته در گل ونسرين بود
چه غم است ار تن در اين سرگين بود
( ( 1739 ) ) جان خفته چه خبر دارد ز تن
كاو به گلشن خفته يا در گولخن
( ( 1740 ) ) مىزند جان در جهان آبگون
نعرهء يا ليت قومى يعلمون
( ( 1741 ) ) گر نخواهد زيست جان بىاين بدن
پس فلك ايوان كه خواهد بدن
( ( 1742 ) ) گر نخواهد بىبدن جان تو زيست
فى السماء رزقكم روزىِّ كيست
آيه
« وَلَقَدْ خَلَقْنَا اَلإِنْسانَ ونَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِه نَفْسُه ونَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْ حَبْلِ اَلْوَرِيدِ 50 : 16 . » ( 1 ) ( به تحقيق ما انسان را آفريديم و آن وسوسه ها را كه در درون او در جريانست مىدانيم و ما به او از رگ گردن نزديكتريم ) . « وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْه مِنْكُمْ ولكِنْ لا تُبْصِرُونَ 56 : 85 » ( 2 ) ( و ما به فرشتگانى كه مامور قبض روح شما هستند ، از شما نزديكتريم ،
هامش
( 1 ) سوره ق ، آيهء 16 . .
( 2 ) سوره الواقعه ، آيهء 85 . .