تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى — صفحة 499

مساهمون:

ص٤٩٩
مىگذرد وگاه گاهى هم قدرت الهى همان سنت را از هم مىشكافد . اگر چه بدون علت عزت بما نمىرسد ولى قدرت خداوندى از بر كنار كردن سببيت ناتوان نيست . اى كسى كه گرفتار زنجير عليت شده‌اى ، تو از همين زنجير بالاتر مرو اما آن مسبب برترين را از . فعاليت بىنياز از سبب ناتوان مپندار . مسببى كه هر چه بخواهد به وجود مىآورد وقدرت مطلقه او سببها را از هم مىشكافد ، ولى حكمت خداوندى جريان اسباب را مطرح فرموده تا هر كسى راه پيدا كردن مقاصد خود را در رو بناى طبيعت بداند . زيرا اگر سببى در ميان نباشد كسى كه رو به مقصدى مىرود راهى نخواهد داشت ، بنا بر اين سبب براى پيدا كردن راه و در خود راه به وجود مىآيد . اما اين را هم بدان كه اين جريان علت ومعلول پرده‌اى بر ديدگان آدمى مىزند ونمىگذارد هر ديده‌اى به درك صنع او نايل گردد . آرى -
( ( 1552 ) ) ديده‌اى بايد سبب سوراخ كن تا حجب را بر كند از بيخ وبن
تا بتواند در ما فوق زمان ومكان مسبب حقيقى را ببيند وجهد وكوششها وجريانات رو بنايى وجودش را صورتى بيش نبيند . اين را بدانيد كه هر گونه وسايل خير وشر از مسبب رسيده و اسباب وآلات ووسائط اثر واقعى ندارند . اين اسباب ووسائط مانند گره هايى است كه در خيال روندگان راه زندگى بسته شده است و مدتى از عمر را وسيلهء غفلت او گشته است .