مقصود از راسخون در علم چه كسانى هستند كه متشابهات را وسيلهء اغراض خود قرار نمىدهند ؟
معناى مطابقى راسخون در علم كسانى هستند كه با به كار انداختن انديشه ووجدان و با به دست آوردن كمال روحى از نظر تماس با واقعيات حالت ثبات واستقرار روانى به دست آوردهاند . به توضيح اين كه افراد آدمى در انكشاف وحقايق وتماس با واقعيات انواع بسيار گوناگونى دارند ومىتوان گفت : علم به اصطلاح معمولى از دانستن اين كه آفتاب روشن است ، شروع مىشود و به آگاهى به آنچه كه در جهان هستى مىگذرد و به همهء مراتب ميان دو علم مزبور شامل مىشود .
از طرف ديگر چنان كه بارها در مجلدات تفسير ونقد وتحليل گفتهايم انسانها در فراگيرى واقعيات سخت مختلف ومتنوعاند .
بعضى از انسانها هيچ گونه دگرگونى تكاملى را با داشتن دانش وبينش دارا نمىباشند ، بعضى ديگر به جهت به دست آوردن دانش اگر چه در قلمرو محدود هم بوده باشد به همان مقدار به شدن تكاملى موفق گشتهاند .
گروهى از مردم وجود دارند كه دانش آنان با اين كه بسيار گسترده و داراى جوانب مختلف است ، با اين حال همواره به جهت نفوذ در هر يك از شئون عالم دانستنى از درك كل مجموعى وسيستماتيك ساختن معلوماتشان ناتوانند اينان جهان و انسان را قطعه قطعه وبىارتباط مىبينند ، اگر چه قطعات مورد دانش آنان خيلى زياد است . هيچ يك از اينان را نمىتوان راسخون در علم معرفى نمود ، زيرا دانشهاى آنان پشتيبانى ندارد ، بلكه مقدارى از انعكاسات وسازندگىهاى گسيخته ايست كه از نظر مبادى عالى هدف وانگيزه و خود ماهيت علم با خلا كم وبيش موجب شك وترديد مواجه مىباشد .
براى توضيح معناى راسخون در علم مقدمهء مختصرى را توضيح مىدهيم و آن اين است كه مفهوم رسوخ كه به معناى محكم وتثبيت شده ومستند به ريشه هاى اصيل است ، نمىتواند از اوصاف خود دانش معمولى بوده باشد كه از تماس انسان با واقعيات حاصل مىشود ، يك درخت هر اندازه هم بلند وتنومند و پر شاخ و برگ باشد