شور وشعف آن رهبر نخواهد بود . تو آن دو را با يكديگر قياس مكن زيرا ميان آن دو فاصله بس زياد است .
گريه آن شيخ سالك پس از سى سال مجاهدت در راه خدا بوده است و درك چنين گريه از دسترس عقل بر كنار است .
ما فوق ديدگاه خرد مراحل زيادى وجود دارد كه عقل نمىتواند در آنها ياوه گويى نمايد . گريه آن مرد الهى از روى اندوه وشاديها نيست لذا : اين گريه فوق العادهء با عظمت را تنها روح مىداند وبس . آرى
( ( 1308 ) ) گريهء او خندهء او زان سريست
زان چه وهم وعقل باشد زان بريست
اشك چشم آن سالك راه خدا مانند ديدگان او است ، ديدهاى كه حق وحقيقت را نديده است ديدهء واقعى نيست .
آن چه را كه شيخ مىبيند نه با قياسات عقلى و نه از راه حواس نتوان آن را درك كرد . اين قاعده طبيعى است كه وقتى خورشيد فروزان سر بر مىآورد وفضا نورانى مىشود ، شب راه فرار پيش مىگيرد . بنا بر اين تاريكى شب از روشنايى روز چه اطلاعى خواهد داشت ؟ پشهاى كه از باد مىگريزد او در بارهء ذوق بادها چه خواهد فهميد بدينسان در آن هنگام كه حقيقت قديم وازلى روى نمايد وجود حادث از بين مىرود وبىهوده مىگردد ، پس اين حادث پا در هوا چگونه حال قديم ازلى را تواند دريافت .
موقعى كه قديم بر حادث مىزند گيج ونابودش مىكند و با آن فنا ونابودى همرنگ خويش مىسازد .
تو اگر بخواهى مىتوانى نظاير فراوان براى اين مطلب بيان كنى و من پروايى ندارم كه از آن نظاير به تو باز گو كنم . اين الم وحم و ساير حروف مقطعه كه در اول سوره ها آمده است در ظاهر مانند عصاى موسى بوده و شبيه به حروف ديگر مىباشد ولى از نظر معنى همگان در مقابل آن ناتوانند . هر كسى براى آزمايش مىتواند عصايى به دست بگيرد اما عصاى موسى نخواهد بود .