از اين جا است كه به يكى از اشتباهات بزرگ شعر وشاعرهاى معمولى مىرسيم كه همواره كوشيده است زيبايىهاى زيبايان را به طورى بيارايد كه قدرت مقاومت روح را در مقابل آنها از پاى در آورد .
زيبايى چشم وابرو ولبان و گردن و مو واندام كه پديده هاى بيرون از روح آدمى است ، به طورى جلوه داده شده است كه قدرت بىنهايت بزرگ انسان را كه به اعماق اقيانوس فرو مىرود و بيرون مىآيد وذرات بنيادى طبيعت را مىشكافد وفضاى دور ودراز وكرات آسمانى را زير پا مىگذارد ، با تحريك ناچيز ابرو منفى مىشود و به منهاى بىنهايت زير صفر ناتوانى تغيير موقعيت مىدهد .
اين است يكى از بزرگترين وسايل حملات ماكسيم گوركىها به ادبيات شعرى وپيروان آن .
اقدام ناخود آگاهانه تمدن جديد در پائين آوردن ارزش عشقهاى مجازى كه به قول بالزاك تا حدود درشكه هاى كرايهاى تنزل يافته است ، نتيجهء خوبى بود ولى از مقدمات ناشايست به وجود آمد .
زيرا تمدن محاسبه نشده جديد كه بعضى از متفكرين در صدد پيدا كردن دواى آن بر آمدهاند ، عشق مجازى را با افزايش معلومات و تقويت نيرو وسلطهء روحى افراد ، تنزل نداده است ، بلكه تسلط ماشين ناخود آگاه وريشه گيرى فعاليتهاى غريزهء جنسى از عشق و برداشتن هر گونه موانع از ميان دو قطب نر ومادهء انسانها وفراوانى درشكه هاى كرايهاى بوده است كه عشقهاى مجازى عميق را از ارزش انداخته و آن را پديدهاى مبتذل معرفى نموده است .
تفسير ابيات
عاشقى در نزد معشوقش خدمات وكارهايى را كه در راه عشق انجام داده بود مىشمرد .